آموزش آنلاین

انواع و ساختار الگو های امواج الیوت

آگوست 2019

رالف نلسون الیوت (Ralph Nelson Elliott) تئوری امواج الیوت را در دههٔ 30 میلادی توسعه داد. الیوت باور داشت که بازارهای سهام، که تصور می‌شد رفتاری بی‌نظم و آشفته دارند، در واقع دارای الگوهایِ تکراریِ منظمی ‌می‌باشند. در این مقاله، ما نگاهی به تاریخچهٔ موجود در پس تئوری امواج الیوت می‌اندازیم و خواهیم دید که چگونه از آن‌ برای معامله‌گری استفاده می‌شود.

امواج

الیوت پیشنهاد داد که روندهای شکل گرفته در قیمت‌های بازارهای مالی همگی از ذهنیت (روانشناسی) بازار نشأت می‌گیرند. او دریافت که تغییر در ذهنیت‌ بازار می‌تواند به‌صورت الگوهایی تحت عنوان موج‌ها (Waves) در بازارهای مالی دیده شوند.

تئوری الیوت به تئوری داو (Dow theory) شباهت دارد زیرا هر دوی آن‌ها حرکات قیمت سهام را به‌شکل حرکات موجی می‌بینند. از آنجایی که الیوت متوجه طبیعت تکرارپذیر بازارها شد، توانست آن‌ها را با دقتی بیشتر و با جزئیاتی بالاتر مورد بررسی قرار دهد. الگوهای تکرارپذیر (فرکتال‌ها – Fractals) ساختارهای ریاضی‌ هستند که حتی در مقیاس‌های کوچک‌تر نیز به‌عینه تکرار می‌شوند و تا بی‌نهایت این تکرارها ادامه می‌یابند. الیوت کشف کرد که قیمت‌های شاخص‌های سهام نیز به‌همین شکل ساختاردهی شده‌اند. بنابراین او شروع کرد تا این الگوهای تکرارشونده را بررسی کند و از آن‌ها به‌عنوان نشانگرهایی جهت پیش‌بینی حرکات آینده بازار استفاده کند.

پیش‌بینی بازار براساس الگوهای موجی

الیوت توانست با استفاده از ویژگی‌های قابل اتکایی که در الگوهای موجی یافته بود، پیش‌بینی‌هایی دقیق را در مورد بازار انجام دهد. یک موج انگیزشی (Impulse Wave) جهت حرکتی مشابه با جهت حرکتی روند بزرگتر (Larger Trend) دارد، و همواره به شکل یک الگوی پنج موجی (Five wave pattern) دیده می‌شود. یک موج اصلاحی (Corrective Wave) از سویی دیگر، حرکتی در خلاف جهت حرکت روند اصلی دارد. در مقیاس‌هایی کوچک‌تر، می‌توان در هر موج حرکتی، پنج موج کوچک‌تر تحت عنوان ریزموج را پیدا کرد.

این الگوها خود را تا بی‌نهایت و تا کوچک‌ترین مقیاس‌ها نیز تکرار می‌کنند. الیوت انواع و ساختار الگو های امواج الیوت این ساختار فرکتال را در بازارهای مالی و در دههٔ 30 میلادی کشف کرد، اما تنها در دهه‌های بعد بود که محققان توانستند فرکتال‌ها را بشناسند و آن‌ها را به‌شکلِ ریاضی نمایش دهند.

در یک بازار مالی، ما با این اصطلاح آشنا هستیم که «هر چه بالا می‌رود، باید پایین بیاید – what goes up, must come down» همچنان هنگامی که قیمت به سمت بالا حرکت می‌کند، همواره توسط یک حرکت در خلاف جهت خود به سمت پایین کشیده می‌شود. حرکات قیمتی (Price Action) به دو بخش روندها (Trends) و اصلاحات (Corrections) تقسیم‌بندی شده‌اند. روندها نشان‌دهندهٔ جهت اصلی حرکت قیمت‌ها می‌باشند، در حالی که اصلاحات، حرکتی در خلاف جهت روندها دارند.

تفسیر تئوری امواج الیوت

امواج الیوت به‌شکل زیر تفسیر می‌شوند:

  • ما شاهد پنج موج در جهت حرکت روند اصلی می‌باشیم، که توسط یک الگوی سه‌موجیِ اصلاحی دنبال می‌شوند که مجموعاً 5-3 حرکت را دربرمی‌گیرند. این 5-3 حرکت بعدها خود تبدیل به زیرمجموعه حرکات بزرگتر امواج می‌شوند.
  • این الگوی 5-3 موجی همواره ثابت می‌ماند، حتی اگر بازهٔ زمانی هریک از موج‌ها با یکدیگر تفاوت داشته باشند.

حال بیایید نگاهی به نمودار زیر که از هشت موج تشکیل شده است، بیاندازیم، پنج موج رو به بالا و سه موج رو به پایین که به ترتیب با اعداد 1،2،3،4،5 برای موج‌های صعودی و حروف A – B – C برای موج‌های اصلاحی نام‌گذاری شدند.

تئوری امواج الیوت

در اینجا امواج 1، 2، 3، 4، 5 موج حرکتی را می‌سازند و امواج A – B – C امواج اصلاحی را تشکیل می‌دهند. الگوی پنج موجی حرکتی، موج شماره 1 را می‌سازند و سپس یک الگوی سه‌موجی اصلاحی، موج اصلاحی شماره 2 را تشکیل می‌دهند.

موج‌های اصلاحی معمولاً سه حرکت قیمتی قابل تشخیص دارند – که دو تا از آن‌ها هم‌جهت با حرکت اصلاحی اصلی بوده (امواج A و C) و یکی از آن‌ها در خلاف جهت آن می‌باشد (موج B). امواج 2 و 4 در شکل بالا به‌عنوان امواج اصلاحی شناخته می‌شوند. این امواج معمولاً ساختاری به‌شکل زیر دارند:

تئوری امواج الیوت در موج های اصلاحی

در نظر داشته باشید که در این تصویر، امواج A و C در جهت روند اصلی حرکت می‌کنند و بنابراین به‌عنوان موج‌های انگیزشی (Impulsive Waves) شناخته شده و از پنج ریز موج تشکیل شده‌اند. موج B، برخلاف امواج A و C؛ یک موج در خلاف جهت روند اصلی بوده و به‌عنوان روندی اصلاحی (Countertrends) شناخته می‌شود و از سه موج تشکیل شده است.

همان‌طور که می‌توانید از الگوهایی که در شکل فوق به نمایش گذاشته شده است ببینید، الگوی پنج‌موجی همیشه حرکت رو به بالا ندارد، و همچنین الگوی سه موجی نیز همواره به سمت پایین حرکت نمی‌کند. پس توجه داشته باشید که زمانی که روند اصلی قیمتی رو به پایین می‌باشد، امواج نزولی ما شامل پنج ریزموج و امواج صعودی (امواج اصلاحی) ما شامل سه ریزموج خواهند بود.

انواع درجه‌های امواج

الیوت نه درجه از امواج را تعریف نموده است. این امواج‌ها از بزرگترین آن‌ها تا کوچکترین‌شان به‌شرح زیر می‌باشند:

  1. Grand Supercycle
  2. Supercycle
  3. Cycle
  4. Primary
  5. Intermediate
  6. Minor
  7. Minute
  8. Minuette
  9. Sub – Minuette

از آنجایی که امواج الیوت ساختاری فرکتالی دارند، درجهٔ موج‌های شناخته شده می‌تواند بزرگتر و یا حتی کوچکتر از لیست فوق باشد.

برای استفاده از این تئوری در معامله‌گری روزانه، یک معامله‌گر باید بتواند روند صعودی و حرکت اصلی را مشخص نماید، وارد معاملهٔ خرید شده و پس از آن وارد یک معاملهٔ فروش، بسته به الگوهای ساخته شده توسط ریزموج‌های پنج‌گانه و بازگشت‌های قیمتی قریب‌الوقوع شود.

محبوبیت تئوری امواج الیوت

در دههٔ 70 میلادی، اصل امواج الیوت محبوبیت زیادی را طی فعالیت‌های فراست (A.J. Frost) و رابرت پریچر (Robert Prechter) کسب کرد. در کتاب افسانه‌ای آن‌ها تحت عنوان «اصول امواج الیوت: کلیدی به سوی شناخت رفتار بازار – Elliott Wave Principle: Key to Market Behavior»انواع و ساختار الگو های امواج الیوت نویسندگان توانستند روند صعودی بازار را در دهه 80 میلادی پیش‌بینی کنند. پرچر بعدها و پیش از وقوع شکست بازار در سال 1987، توصیه به فروش سهام کرده بود.

جمع‌بندی

استفاده‌کنندگان امواج الیوت تأکید می‌کنند که با وجود این که بازارها ماهیتی فرکتال دارند، اما این پیش‌بینی بازارها را آسان‌تر نمی‌کند. محققان یک درخت را به‌عنوان یک ساختار فرکتال در نظر می‌گیرند، اما این بدین معنی نیست که هر شخصی می‌تواند جهت هر یک از شاخه‌های آن را تشخیص دهد. وقتی که به استفادهٔ کاربردی از این مفهوم می‌رسیم، امواج الیوت نیز به مانند بسیاری دیگر از روش‌های تحلیل بازار موافقان و مخالفان خود را دارد.

یکی از اصلی‌ترین ضعف‌هایی که وجود دارد، اشتباه کاربران این تئوری در شمردن درست موج‌های بازار می‌باشد. با رخ‌دادن این اشتباهات، امکان هرگونه تفسیر و پیش‌بینی از جهت حرکت موج آینده وجود خواهد داشت. در عین حال، معامله‌گرانی که در امر استفاده از تئوری امواج الیوت متبحر شده‌اند، با قدرت از این ایده دفاع می‌کنند.

الگوی شمعی پوشش ابر سیاه در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی شمعی پوشش ابر سیاه در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی پوشش ابر سیاه (Dark Cloud Cover) یک الگوی کندلی (شمعی) معکوس‌کنندهٔ روند می‌باشد که می‌تواند اثراتی نزولی از خود در قیمت به‌جا بگذارد. در این الگو، کندل نزولی اول (در شکل زیر، که می‌تواند به رنگ‌های سیاه و یا قرمز نمایش داده شوند.) در سطح قیمتی‌ای بالاتر از کندل استیک مثبت روز قیل باز می‌شود، اما در پایان در محدودهٔ میانی کندل قبلی قیمت بسته می‌شود.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد کندل استیک ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «کندل استیک در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

این الگو، الگویی شایان توجه است زیرا یک تغییر روند را از روند صعودی به روند نزولی نمایش می‌دهد. این الگو توسط یک کندل صعودی و در پی آن یک کندل نزولی با مشخصات ذکر شده تشکیل می‌شود. پس از تشکیل این دو کندل، معامله‌گران منتظر افت قیمتی بیشتر در کندل سوم خواهند بود، کندلی که آن را کندل تأییدیه (Confirmation) نام‌گذاری کرده‌اند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد خطوط روند می‌توانید از مطلب آموزشی «روند در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

نکات مهم:

  • الگوی پوشش ابر سیاه یک الگوی کندلی است که نشان‌دهندهٔ تغییر روند بازار از صعودی به روند نزولی می‌باشد.
  • این الگو شامل کندل نزولی‌ای می‌باشد که قیمت باز شدنش در سطحی بالاتر از کندل استیک صعودی قبلی بوده اما قیمت بسته شدن آن ناحیه‌ای در میانهٔ کندل قبلی می‌باشد‌.
  • هر دو کندل صعودی و نزولی این الگو باید نسبتاً بزرگ باشند تا نشان‌دهندهٔ فعالیت اعضای بازار طی تشکیل این کندل‌ها باشند. زمانی که این الگو با کندل‌های کوچک ساخته شود، از اعتبار و اهمیت کمتری برخوردار خواهد بود.
  • معامله‌گران معمولاً منتظر می‌مانند تا کندل بعدی نیز ادامهٔ روند نزولی قیمت را نشان دهد. به این کندل استیک، کندل استیک تأییدیه (Confirmation) می‌گویند.

درکِ مفهوم الگوی پوشش ابر سیاه (Dark Cloud Cover)

الگوی پوشش ابر سیاه نشان‌دهندهٔ یک کندل نزولی می‌باشد که یک «ابر سیاه» را بر روی کندل صعودی پیش از خود ایجاد می‌نماید. به مانند الگوی پوشانندهٔ نزولی (Bearish Engulfing Pattern)، خریداران در ابتدا سعی می‌کنند که قیمت را روبه‌بالا هُل دهند، اما در ادامه، فشارِ فروشندگان بر خریداران غلبه کرده و قیمت سریعاً به‌سمت پایین حرکت می‌کند. این تغییر شتاب بازار از صعودی به نزولی نشان می‌دهد که احتمال تغییر روند و بازگشت قیمتی وجود دارد.

بیشتر معامله‌گران این الگو را تنها زمانی که پس از روند صعودی و حرکت کلی روبه‌بالای قیمت رخ دهد کاربردی می‌دانند. در هنگام افزایش قیمت، پتانسیل بیشتری برای ایجاد یک الگوی برگشتی و تغییر روند از صعودی به نزولی وجود دارد. اگر حرکات قیمت در حالتی ثابت و رِنج باشد (بازار جهت خاصی نداشته باشد) تشکیل این الگو از اهمیت کمتری برخوردار خواهد شد.

پنج شاخصهٔ اصلی تشکیل الگوی پوشش ابر سیاه شامل:

  1. روند صعودی پیشین
  2. وجود یک کندل صعودی در ادامهٔ روند صعودی ذکر شده
  3. وجود گپ (فاصلهٔ قیمتی) در روز آتی
  4. تبدیل شدن فاصلهٔ قیمتی ذکر شده به یک کندل نزولی
  5. بسته شدن کندل نزولی مذکور در محدودهٔ میانی کندل صعودی قبلی

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد گپ می‌توانید از مطلب آموزشی «شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

الگوی پوشش ابر سیاه اغلب با کندل استیک‌های بزرگی که بدنه‌های سیاه و سفید داشته و سایه‌های کمی در بالا و پایین آنها قابل مشاهده است شناسایی می‌شوند. این ویژگی‌ها نشان می‌دهند که حرکت نزولی صورت گرفته در بازار حرکتی قابل‌توجه و قاطع بوده است. معامله‌گران ممکن است در ادامه منتظر تأییدیه‌ای به‌شکل یک کندل استیک نزولی دیگر باشند. انتظار می‌رود که قیمت پس از تشکیل این الگو حرکت روبه‌پایین داشته باشد. در غیر این صورت و صعود قیمت، الگوی ما نقض شده است و شاهد خطا (Fail) در این الگو می‌باشیم.

از قیمت بسته شدن کندل استیک نزولی می‌توان به‌عنوان نقطهٔ خروج از معاملات خرید (long) استفاده نمود. البته ممکن است معامله‌گران در کندل بعدی و در ادامهٔ افت قیمت (و تأیید شدن الگو) اقدام به خروج از موقعیت معاملاتی‌شان نمایند. اگر در محدودهٔ بسته شدن کندل نزولی وارد موقعیت معاملاتی فروش (short) می‌شوید، می‌توانید از استاپ محافظتی (stop – loss order) در قیمت باز شدن همان کندل بهره ببرید تا در صورت تغییر ناگهانی روند و خطا دادن این الگو، از ضرر بیشتر در امان بمانید. الگوی نزولی پوشش ابر سیاه هیچ‌گونه هدف قیمتی‌ای را به ما نشان نمی‌دهد. معامله‌گران از روش‌های دیگر در کنار این الگوهای کندلی برای پیدا کردن نقطهٔ خروج (Exit) از معاملهٔ فروش (short) خود استفاده می‌نمایند.

معامله‌گران می‌توانند از الگوی پوشش ابر سیاه در کنار دیگر فرم‌های تحلیل تکنیکال استفاده کنند. برای مثال، معامله‌گران ممکن است به‌دنبالِ سیگنالی از اندیکاتور شاخص قدرت نسبی (Strength Relative Index – RSI) باشند که عددی بالای 70 را نشان می‌دهد. این عدد به‌معنایِ خریدِ بیش از حد – اشباع خرید (Overbought) – در بازار می‌باشد و می‌تواند به‌عنوان تأییدیه‌ای برای ریزش قیمتی عمل نماید. یک معامله‌گر همچنین می‌تواند پس از ایجاد الگوی پوشش ابر سیاه، به دنبال یک شکست روبه‌پایین (Breakdown) از سطح یک حمایت کلیدی باشد تا به‌عنوانِ تأییدیه‌ای برای ریزش قیمت احتمالی پیش رو عمل کند.

مثالی از یک الگوی پوشش ابر سیاه (Dark Cloud Cover Pattern)

نمودار روزانهٔ زیر مثالی از یک الگوی پوشش ابر سیاه در (VelocityShares 2X VIX کوتاه مدت ETN (TVIX می‌باشد:

الگوی پوشش ابر سیاه – منبع: Tradingview به نقل از Stockcharts.com

در این مثال، الگوی پوشش ابر سیاه، زمانی رخ می‌دهد که پس از سومین کندل صعودی (همان طور که در شکل مشخص شده است)، یک کندل نزولی قوی قرار گرفته است که قیمت باز شدن آن بالاتر از آخرین کندل صعودی می‌باشد و قیمت بسته شدنش نیز در محدوده‌ای پایین‌تر از میانهٔ کندل صعودی پیشین خود قرار دارد. الگوی تشکیل‌شده توانست با موفقیت شروع روند نزولی و افت قیمتی را پیش‌بینی کند و قیمت‌ها نیز افتی 7 درصدی را تجربه نمودند.

معامله‌گرانی که در موقعیت معاملاتی خرید (long Position) قرار داشتند می‌توانستند در نقطهٔ بسته شدنِ قیمتِ کندل نزولی و یا در روز بعد از آن (روز تأییدیه) از موقعیت انواع و ساختار الگو های امواج الیوت معاملاتی خود برای جلوگیری از ضرر خارج شوند. همچنین معامله‌گران می‌توانند در همین نقاط ذکر شده برای ورود به موقعیت معاملاتی فروش (Sell Position) اقدام نمایند.

در صورت ورود به معاملهٔ فروش، استاپ حفاظتی اولیه (Initial Stop – Loss order) باید در بالای کندل نزولی قرار داده شود. پس از رخداد تأییدیه و ادامهٔ روند نزولی، این دستور حد ضرر می‌تواند تا محدودهٔ فوقانی کندل روز تأییدیه پایین آورده شود. معامله‌گران می‌توانند یک هدف قیمتی نزولی را برای خود جهت کسب سود انتخاب نمایند، و یا با ادامهٔ افت قیمت، دستور حد ضرر خود را نیز مرتباً به‌سمت پایین جابه‌جا کنند.

نوسان گیری در بازار ارز دیجیتال با راهنمای گام به گام

نوسان گیری در بازار ارز دیجیتال

اگر به بازارهای مالی و به خصوص بازار کریپتوکارنسی علاقه داشته انواع و ساختار الگو های امواج الیوت باشید و یا فعال بازارهای مالی باشید، مطمئنا در مورد نوسان گیری اطلاعاتی دارید و شاید تا حدودی هم نوسان گیری در بازار ارز دیجیتال را بلد باشید، ولی ما در این مطلب نوسان گیری در بازار ارز دیجیتال را بیشتر و موشکافانه تر بررسی خواهیم کرد و امیدواریم که اگر دوست دارید نوسان گیری را اصولی یاد بگیرید، تا انتهای مطلب همراه ما بمانید تا گام به گام در مورد نوسان گیری در بازار ارز دیجیتال به شما توضیحاتی که باید بدانید و نه توضیحات اضافه را ارائه کنیم، پس حتما تا انتها همراه ما بمانید تا در کنار هم دید خوبی نسبت به نوسان گیری ارز دیجیتال پیدا کنیم.

نوسان گیری در بازار ارز دیجیتال

پیش از آن که بخواهید بهترین روش های ترید ارز دیجیتال را یاد بگیرید، یک سری پیش نیاز احتیاج خواهید داشت. شما باید در نظر داشته باشید که نحوه کار ارزهای دیجیتال به چه صورت است، کجا می توانید رمزارزهای خود را ذخیره و نگهداری کنید، صرافی های ارزهای دیجیتال کدام اند و مناسب ترین آن ها برای شما کدام است، روش های معامله رمزارز را آموزش ببینید، انواع تحلیل های ارزهای دیجیتال مانند تحلیل فاندامنتال و تکنیکال را برای پیش بینی قیمت ارزهای دیجیتالی یاد بگیرید و در انتها برای خرید و فروش و حتی وارد شدن به این بازار اقدام کنید. ترید در بازارهای مالی از جمله بازار ارزهای دیجیتالی یعنی خرید یک دارایی مثل سهام و یا رمزارز در قیمت پایین تر و در نهایت فروش آن در قیمت بالاتر که به کسب سود منتهی می شود.

در صورتی که تمایل دارید در ارزهای دیجیتال مثل بیت کوین ، اتریوم و … سرمایه گذاری امن کنید و از امتیاز 10 درصد تخفیف کارمزد در معاملات رمزارزها بهره مند شوید، میتوانید از طریق لینک زیر اقدام به ثبت نام نمایید؛

حال پیش از این که به بازار رمزارزها وارد شوید، می بایست با برخی از اصطلاحات مهم در بازار ارزهای دیجیتال آشنا شوید تا در زمان مواجه با هر یک، بدانید دقیق منظور چیست و در مورد چه چیزی صحبت و نتیجه گیری می شود. بنابراین میتوان این طور نتیجه گرفت که نمی توانید بهترین روش های ترید ارز دیجیتال را یاد بگیرید تا وقتی که نسبت به مفهوم ترید آگاهی به دست نیاورده باشید.

معامله رمزارزها در حقیقت یکی از روش های به دست آوردن درآمد از این بازار پرسود و ریسک به حساب می آید. ترید کردن ارزهای دیجیتال را باید در ابتدا یاد بگیرید و تجربه کنید تا بتوانید سود بالایی به دست آورید. در بخش بعدی سعی داریم تا 6 سبک معامله گری را برای نوسان گیران و معامله گران معرفی کنیم و شرح دهیم، پس همچنان همراه باشید؛

سبک های تحلیل تکنیکال برای ترید رمزارزها

در تحلیل تکنیکال تکنیک ها و روش های بسیار زیادی مورد استفاده قرار می گیرند که با دانستن آن ها می توانید بهترین روش های ترید ارز دیجیتال را برای خودتان انتخاب کنید. در این بین ما قصد داریم 6 سبک و استراتژی نوسان گیری و معامله در بازار ارزهای دیجیتال را در ادامه معرفی کرده و سازوکار هر یک را به صورت مختصر مورد بررسی قرار دهیم؛

1) اسکالپینگ

اسکالپینگ که به اصطلاح به عنوان نوسان‌ گیری در بازار‌های مالی نیز شناخته شده است، می‌ تواند استراتژی مناسب و سوددهی برای معامله در بازار رمزارزها به حساب آید. معامله‌ گران در انواع و ساختار الگو های امواج الیوت استراتژی اسکالپینگ از نوسانات لحظه‌ ای بازار سود دریافت می کنند و بر اساس گفته‌ کارشناسان، چنانچه بتوانید اسکالپینگ را به صورت درست در دستور کار خود قرار دهید، سودهای به مراتب بالایی به دست خواهید آورد. به عبارتی در این روش شما با شناسایی نوسانات قیمت معامله باز می‌ کنید و به محض دریافت میزان مشخصی سود از بازار خارج خواهید شد.

البته باید در نظر داشته باشید که سود دریافتی شما از هر معامله اندک است ولی از آنجایی که تعداد بالایی از معاملات در طول یک روز انجام می شود، مجموع سودی که در انتهای روز به دست می آورید، ملاک تصمیم گیری شما برای ارزنده بودن این استراتژی قرار می گیرد. به صورت کلی می‌ توان گفت که هر چقدر تایم فریم معاملاتی کوتاه‌ تر باشد، شرایط مناسب تر خواهد بود. حداکثر وقتی که برای یک معامله در نظر گرفته می شود، از یک ساعت تجاوز نخواهد کرد.

آن دسته از تریدرهایی که استراتژی اسکالپینگ را مورد استفاده قرار می دهند، اصلا به دنبال کسب سود های بالا در انجام معاملات خود نیستند، لذا چیزی که حائز اهمیت است، تعداد معاملات می باشد. البته ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که پیاده‌ سازی استراتژی اسکالپینگ و نوسان‌ گیری از بازار رمزارزها به هیچ عنوان کار ساده‌ ای به حساب نمی آید و به دانش و تجربه بالایی نیازمند است.

لذا شما باید به قدری با روند و ساختار بازار آشنا باشید تا بتوانید بهترین زمان را برای ورود و خروج از بازار پیش از شناسایی توسط سایر معامله گران تشخیص دهید. جالب است بدانید که بعضی از معامله گران حتی در عرض چند ثانیه معاملات خودشان را انجام می‌ دهند. یکی از مزیت های اصلی استراتژی اسکالپینگ تایم فریم‎‌ های معاملاتی کوتاه آن است، بدین ترتیب چنانچه به هر دلیلی تحلیل شما اشتباه از آب در بیاید، ضرر زیادی متوجه سرمایه شما نخواهد شد و می‌ توانید به سرعت دارایی های خود را به فروش برسانید. شاید بتوان این طور نتیجه گیری کرد که معامله‌ گران با استفاده از این استراتژی، کنترل به مراتب بیش تری به شرایط بازار دارند.

2) سبک پرایس اکشن در تحلیل تکنیکال

پرایس اکشن به زبان ساده به معنی معامله کردن با استفاده از اطلاعات واقعی و تنها بر اساس نمودار قیمت است. در واقع در این روش از تحلیل تکنیکال، هیچ اندیکاتوری را مورد استفاده قرار نمی دهیم و آنچه که انجام می شود، استفاده از یک نمودار قیمتی ساده برای انجام تمامی تحلیل هاست.

تریدر ارز دیجیتال با پرایس اکشن حرکات زنده قیمت روی نمودار را مشاهده می کند و به اندیکاتورها توجهی ندارد و یا از آن ها برای تایید تحلیل های خود و یا پیدا کردن نقاط ورود مناسب استفاده می کند. مبنای مهم در پرایس اکشن داده های خام قیمتی است که می توان در قالب انواع نمودارها مثل شمع ژاپنی، سه سرباز سفید، انگالفینگ و الگوهای شمعی هارامی مورد استفاده قرار داد.

3) سبک کلاسیک در تحلیل تکنیکال ارزهای دیجیتال

در تحلیل تکنیکال کلاسیک، معامله گران الگوهایی را مورد استفاده قرار می دهند که به واسطه آن ها احتمال ادامه روند فعلی یا تغییر جهت آن را نشان دهند. در حقیقت تحلیل تکنیکال کلاسیک برای بررسی نمودارهای قیمت معرفی شده است تا تریدرها با استفاده از الگوهای کلاسیک، روند بازار و قیمت های آینده را مورد پیش بینی قرار دهند. الگوهای اصلی تحلیل تکنیکال کلاسیک شامل الگوهای بازگشتی و ادامه دهنده است که در ادامه توضیح مختصری از هر یک آورده ایم؛

الگوهای بازگشتی : همان طور که از نام این الگوها پیداست، آن ها الگوهایی هستند که موجب برگشت روند قیمت خواهند شد. این الگوها شامل کف یا سقف دو قلو و سر و شانه می شوند.

الگوهای ادامه دهنده : الگوهایی هستند که ادامه حرکت قیمت یک دارایی را در راستای روند غالب نشان می دهد. این الگوها شامل شامل مثلث‌ ها، پرچم‌ ها، پرچم سه‌ گوش و مستطیل هستند.

4) استفاده از امواج الیوت

یکی از حائز اهمیت ترین بخش های تحلیل تکنیکال مربوط به امواج الیوت می باشد. امواج الیوت برای نخستین بار در قرن 20 به وسیله رالف نلسون الیوت معرفی شد. مطابق با نظریه الیوت تغییرات قیمتی را می توان با امواج تکرار شونده‌ توصیف کرد. آن چیزی که به عنوان منطق امواج الیوت مطرح است، مرتبط با تفکر جمعی است و به این صورت بیان می شود که تفکر جمعی توده مردم در ابعاد گسترده پیرو الگوهای تکرارشونده می باشد.

نحوه نوسان گیری روزانه ارز دیجیتال

بازار مالی چه بازار بورس و چه بازار رمزارزها هم شاهد تفکرات افراد زیادی است و لذا امکان پیداشدن الگوهای تکرارشونده در آن وجود خواهد داشت. طبق نظریه الیوت در مورد الگوهای تکرارشونده، امواج به دو دسته انگیزشی و اصلاحی تقسیم بندی می شوند و در این الگو امواج از 5 موج انگیزشی و 3 موج اصلاحی تشکیل می شوند. آنچه که به عنوان کاربرد و هدف امواج الیوت نام برده می شود عبارت اند از؛ پیشگویی مسیر بازار، تعیین استراتژی برای ورود و خروج از معاملات و تعیین نقاط بازگشت که هر یک دنیای مربوط به خود را دارند.

5) فیدینگ

فِیدینگ هم یک از آن دسته استراتژی‌ هایی است که معمولا به وسیله متخصصان و فعالان حوزه‌ رمزارزها استفاده می شود. البته اکثر افراد از آن به عنوان یکی از روش‌ های ریسکی برای ترید رمزارزها یاد می‌ کنند. تریدرها در استراتژی فیدینگ روند معکوس را در بازار شناسایی و پیش‌ بینی می‌ کنند. داشتن اطلاعات کافی و پیش‌ بینی دقیق روند قیمت در استراتژی فیدینگ، سود بسیاری را برایتان به همراه خواهد داشت.

ولی از طرفی چنانچه بدون آگاهی در فکر پیاده‌ سازی چنین روشی باشید، ضررهای غیر قابل جبرانی را متحمل خواهید شد. بنابراین بهتر است که با عملکرد محتاطانه از هرگونه ضرر احتمالی جلوگیری نمایید. فیدینگ به صورت معمول در بازارهای نوسانی مثل رمزارزها کاربرد دارد. توجه به اخبار و دیدگاه‌ افراد مطرحی مثل ایلان ماسک، تحلیل بازار را در روش فیدینگ ساده تر خواهد کرد.

6) معاملات معکوس

معاملات معکوس نیز یکی دیگر از استراتژی‌ های سودده بازار کریپتو می باشد. به عنوان مثال این طور فرض کنید که روند قیمت بیت کوین طی یک بازه‌ زمانی صعودی بوده، معامله‌ گران در این روش با استفاده از ابزارهای تخصصی و بررسی الگوهای گوناگون روند را نزولی تخمین زده اند و به سرعت برای ورود به معامله اقدام می کنند. بعضی دیگر نیز با پیش‌ بینی بیشترین و کم ترین قیمت رمزارزها، معاملات خود را مدیریت می کنند و اتفاقا سود هم برایشان به ارمغان می آید. البته باید این نکته را هم در نظر داشت که در صورت پیش‌ بینی غلط روند، ضرر بسیاری را متحمل می شوید.

بنابراین پیاده‌ سازی استراتژی معاملات معکوس برای افراد با تجربه‌ ای کاربرد دارد که از اطلاعات کافی برای فعالیت در بازار رمزارزها برخوردار باشند، به این خاطر که در غیر این صورت به کارگیری Reversal trading برای شما سودده نیست. در واقع تریدرها در این استراتژی با توجه به اطلاعاتی که از سطوح حمایت و مقاومت دارند، عمل خواهند کرد. به صورت کلی زمانی که قیمت رمزارزی نزدیک به سطوح حمایت باشد، افزایش قیمت محتمل خواهد بود. از طرفی زمانی که رمز ارز با قیمتی نزدیک به سطوح مقاومت معامله شود، روند نزولی پیش‌ بینی می‌ شود. بنابراین می توان این طور گفت که آشنایی با ساختار کلی بازار و در نظر گرفتن سطوح حمایت و مقاومت پیش‌ بینی روند قیمت را برای شما ساده تر خواهد کرد.

نوسان‌ گیری ارزهای دیجیتال را چگونه شروع کنیم؟

معامله‌ گران نوسان‌ گیر می‌ توانند روشی ایده‌ آل برای آغاز معامله‌ گری خود انتخاب کنند. در این راستا بازه‌ های زمانی طولانی‌ تر به شما این امکان را می دهد تا تصمیمات خود را با آرامش بیشتری بگیرید و با دقت بیشتری آن ها را تحت نظر داشته باشید. در مقالات آموزشی سایت ما با راهبردها، روش‌ها، اصطلاحات و انواع تحلیل تکنیکال و فاندامنتال به‌ صورت دقیق و کامل آشنا خواهید شد ولی چنانچه از دانش خود اطمینان دارید، می‌ توانید معاملات آزمایشی را در تست‌ نت صرافی بایننس به ‌نام بایننس فیوچرز شروع نمایید. بدین وسیله می توانید بدون این که پول خود را به خطر بیندازید، مهارت‌ های تریدری خود را ارزیابی کنید. بعد از این که حس کردید آماده اید، می‌ توانید یکی از صرافی‌ های رمزارز را انتخاب و معاملات خود را در آن شروع فرمایید.

حتما برایتان جالب است : آلت سیزن چیست و چگونه آنرا پیش بینی کنیم؟

پلتفرم‌ های آنلاین بسیاری برای انجام معاملات در دنیای کریپتو وجود دارد، ولی در این بین، اکوسیستم بایننس یکی از بهترین ها به حساب می آید. بایننس از معاملات آتی سه‌ ماهه و بدون سررسید، معاملات مارجین، توکن‌ های دارای اهرم، صدها جفت‌ ارز و تعداد زیادی امکانات دیگر پشتیبانی می‌ نماید که خیلی از آن ها می‌ توانند برای معامله‌ گرهای نوسان‌ گیر مناسب باشند و فرصت‌ های مناسبی را در اختیار آن ها قرار دهند.

نتیجه گیری و کلام پایانی

معامله‌ گری نوسان‌ گیر یک راهبرد معاملاتی مرسوم در بازار ارزهای دیجیتال و بین کاربران و تحلیل گران به حساب می آید. معامله‌ گران نوسان‌ گیر به صورت معمول موقعیت خود را بسته به جزئیات هر معامله برای چند روز تا چند هفته حفظ می‌ کنند. به این منظور که متوجه شوید که نوسان گیری در بازار ارزهای دیجیتال برای شما گزینه مناسبی است یا معامله‌ گری روزانه، ساده‌ ترین روش این است که هر دو را امتحان کنید و ببینید کدام‌ یک بیشتر با سبک معاملاتی شما هم‌ خوانی دارد.

همان طور که ابتدای مقاله به شما قول دادیم، در این مقاله به آموزش نوسان گیری در بازار ارز دیجیتال پرداختیم.

همچنین اگر دوست دارید بدانید شاخص ترس و طمع بازار کریپتو چیست ، به هیچ عنوان مطالعه این مطلب را از دست ندهید .

به نظر شما بهترین زمان نوسان گیری ارز دیجیتال کدام است؟

انواع و ساختار الگو های امواج الیوت

Mon, 24 May 2021 11:51:44 +0000

https://myalpariforex.com/?p=2370 آموزش صویری الیوت با رابرت پریچر

شماره توضیح لینک دانلود حجم ویدئو
1 بخش 1 : مقدمه ای بر امواج الیوت: گام به گام با روان شناسی تشکیل امواج الیوت در بازار. دانلود 516
2 بخش 2 : موج شماری: چگونه با استفاده از اصول پایه موج شماری , بتوانید این کار را به راحتی در هر بازاری انجام دهید. دانلود 179
3 بخش 3 : چطور بتوانیم یک ساختار پنج موجی را در زمان حرکت بازار تشخیص دهیم. دانلود 201
4 بخش 4 : ویژگی های امواج اصلاحی: روش های تشخیص امواج اصلاحی و انواع آنها. دانلود 314
5 بخش 5 : قوانین و دستور العمل ها: چطور بتوانیم از بعد ساختار امواج استفاده کنیم. دانلود 328
6 بخش 6 : مفاهیم نسبت های فیبوناچی در بازارهای مالی: چطور از نسبت های فیبوناچی در تحلیل امواج استفاده کنیم. دانلود 255
7 بخش 7 : محاسبه نسبت های فیبوناچی به شکل دقیق: چگونه با استفاده از نسبت های فیبوناچی اهداف امواج را پیدا کنیم. دانلود 170
8 بخش 8 : سرمایه گزاری واقعی: یاد میگیریم که چطور سیگنال های صادر شده توسط امواج را استفاده کنیم. دانلود 377
9 بخش 9 : گزینه های موفقیت در معامله گری: چگونه با استفاده از تکنیک معامله گری رابرت پریچر به موفقیت برسیم. دانلود 288
10 بخش 10 : پرسش و پاسخ با پریچر و دیو لمن: جالب ترین پرسش و پاسخ در مورد موضوعات مختلف. دانلود 297
پیوست کتابهای زبان اصلی دانلود 5

Sat, 22 May 2021 11:41:33 +0000

https://myalpariforex.com/?p=2287 مقدمه: نظریه موج الیوت توسط رالف نلسون الیوت (Ralph nelson elliott) معرفی شد. این نظریه به روند های رفتاری یا اجتماعی و بازتاب آن در الگوهای قابل شناسایی می پردازد.

الیوت با به کار گرفتن اطلاعات بازار سرمایه به عنوان ابزار تحقیقاتی متوجه شد که تغییرات قیمت در بازار سهام همراه با ساختار خاصی، دارای هماهنگی و هارمونیک است که این ریتم در طبیعت نیز یافت شده است و قایل اثبات است.
اون اعتقاد دارد حرکت های افزایشی در قالب پنج موج ایحاد و ادامه می یابند تا به زوال برسند، مثل حرکت سیر تکاملی انسان که آن نیز 5 مرحله دارد: دوران جنینی که در شکم مادر طی می شود، دوران کودکی، دوران نوجوانی، دوران جوانی و دوران زوال و پیری.
حالات روانی سرمایه گذاران با تغییر قیمت های بازار عوض میشود. اگر بتوانید چرخه تکرار تغییرات در قیمت ها را شناسایی کنید و بفهمید که ما در حال حاضر در کجای این چرخه قرار داریم، در آن صورت میتوانید پیش بینی کنید که در آینده کجا خواهیم رفت. پس الیوت چیزی نیست جز شناخت آناتومی بازار.

انواع و ساختار الگو های امواج الیوت

58911588741205943هنر-ورود-و-خروج-در-بازارهای-مالی

هنر ورود و خروج در بازارهای مالی (آراد)

یقیناً تحلیل بازار در زمانی که شخص واقعاً قصد سرمایه‌گذاری در آن را نداشته باشد بسیار ساده‌تر و از طرفی تئوریک‌تر خواهد بود از این رو معمولاً در بسیاری از مواقعی که حتی تحلیل‌های افراد درست خواهند بود به سادگی نمی‌توان عملاً بر روی آن تحلیل سرمایه‌گذاری کرد. کتاب پیش رو حد فاصل بین یک تحلیل (اعم از درست یا غلط) و عملی ساختن سرمایه‌گذاری بر اساس آن تحلیل را هدف خود قرار می‌دهد. بدیهی است که یک شخص در جهت کسب سود باید بر اساس هر نوع تحلیل و اندیشه‌ای که دارد به بازار ورود کرده و در حالی که بر روی سرمایه خود ریسکی را متحمل شده است بتواند خروج بهینه داشته باشد در این کتاب خواهیم دید که بعد از تحلیل چگونه به یک سهم یا یک کالای معاملاتی ورود و چگونه خروجی بهینه داشته باشیم. ادوارد لمبرت معتقد است استراتژی ورود بسیار مهمتر از استراتژی خروج است زیرا قطعاً تا زمانی که ما به بازار ورود نکرده و سرمایه خود را درگیر معامله‌ای ننموده باشیم ریسکی متحمل نمی‌شویم و از طرفی اگر تحلیل اشتباه باشدبرای ما تفاوتی نخواهد کرد. نقطه ورود مهمترین رکن یک معامله است که در کنار تعیین حد ضرر و چگونگی تریل کردن آن ارکان اساسی یک سرمایه‌گذاری را تشکیل می دهند هدف از این کتاب آموزش چگونگی تحلیل یا روشهای آن نیست بلکه با فرض اینکه مخاطب علم تحلیل را داراست قصد داریم به این نکته بپردازیم که بعد از تحلیل چگونه ورودی مطمئن و تایید‌کننده داشته باشیم و از طرفی اگر تحلیلمان درست بود چگونه بیشترین سود منطقی و در صورتی که تحلیل اشتباه بود در بهترین حالت وارد معامله نشویم.
باید توجه داشت که تفاوت اصلی میان یک شخص که تنها تحلیل می کند و بر اساس آن تحلیل صحبت‌های زیاد و شیوایی را ارائه می‌دهد اما هیچگاه وارد معامله نمی‌شود با افرادی که واقعا قصد سرمایه‌گذاری و درگیر شدن با تغییرات قیمت را دارند داشتن دو دانش متفاوت در کنار تحلیل در جهت عملی سازی تئوری‌های تحلیلی می‌باشد این دو مولفه عبارتند از مدیریت ریسک و سرمایه (که بنده کتابی با همین عنوان در نشر آراد به چاپ رسانده‌ام) و از طرفی دیگر هنر چگونگی ورود و خروج که در کتاب پیش رو آن را مطالعه خواهید کرد. زیرا شخصی که واقعاً در بازار اقدام به معامله و سرمایه‌گذاری نکند یقینا ریسکی متحمل نخواهد شد که نیاز به علم مدیریت ریسک و سرمایه داشته باشد و از آنجایی که واقعا ورود به یک سهم یا کالای معاملاتی را انجام نخواهد داد نیازی به علم ورود و خروج هم ندارد.

سرفصل های کتاب

فصل اول: کلیات
● مقصود از هنر معامله چیست؟!
● چرا باید قسمت معاملاتی از تحلیل جدا باشد!؟
● آیا درست بودن تحلیل مهم می‌باشد!؟
● هدف سود تصادفی نیست
● تحلیل مسیر حرکت قیمت را نمی‌داند تنها مقصد را می‌داند!!
● حالت استاندارد یک سیستم معاملاتی
● وظایف تحلیل چیست؟!
● وظایف قسمت معاملاتی یک سیستم چیست!؟
● ورود لحظه‌ای درست نیست

فصل دوم: نکات حد ضرر
● حد ضرر دقیقاً چه نقطه ایست؟
● استفاده از حد ضرر ثابت
● فعال شدن با سایه
● آشنایی با اصطلاح تریل کردن

فصل سوم: تکنیک‌های مورد نیاز
● هدف از این تکنیک‌ها
● هدف یابی با استفاده از خط روند
● همگرایی فیبوناتچی
● کندل ایده آل
● کندل خوانی
● بهترین تنظیمات آسیلاتور‌ها

فصل چهارم: هنر ورود
● سناریو برای ورود چیست؟
● ورود کندلی
● ورود سویینگی

فصل پنجم: خروج بهینه
● سناریوی خروج
● قیمت خطرناک چیست؟!
● عبور با ضعف یا قدرت

فصل ششم: تکمیلی
● در باب ربات ها
● مقیاس دید روش‌های تحلیلی

الگوهای موج Elliott: Zigzag چیست؟

در نظریه موج الیوت ، زیگزاگ الگویی است که از 3 موج با برچسب ABC تشکیل شده است. بیشتر اوقات ، الگوی در جهت خلاف روند اصلی چاپ می شود و به طور معمول یک شکل گیری ضد روند است. زیگزاگها معمولاً در موج 2 ضربه 5 موجی یافت می شوند و بخشی از آنها در شکل گیری مثلث های موج الیوت است. بسیاری از اوقات ، زیگزاگ در جایی در یک اصلاح پیچیده ظاهر می شود. حتی چند مورد وجود دارد که یک زیگزاگ در جهت روند بزرگتر چاپ می شود. در نتیجه ، الگوی زیگزاگ یک الگوی قیمت جدایی ناپذیر است که در چندین مکان از توالی موج الیوت هشت موج یافت می شود.

زیگزاگ ها می توانند در جهت صعودی یا نزولی چاپ کنند.

توجه: خواندن چگونه می توان در بازار فارکس سودآوری داد و ستد کرد و اینکه ربات های تجاری چه هستند

زیگزاگ ها مانند یک پیچ و مهره روی نمودار به نظر می رسند. برای زیگزاگ 2 قانون وجود دارد:

  1. امواج فرعی یک زیگزاگ ABC به صورت 5-3-5 ظاهر می شود
  2. موج B زیگزاگ نمی تواند 100٪ موج A را دوباره احیا کند - بیشتر موج B 38-78٪ موج A را پس می گیرد

3 موج زیگزاگ (ABC) به صورت 5-3-5 تقسیم می شوند به این معنی که پای 'A' 5 موج فرعی در آن دارد ، پای 'B' دارای 3 موج زیر است و پای 'C' 5 امواج فرعی در آن. در نتیجه پاهای 'A' و 'C' هر دو حاوی 5 موج فرعی است ، تأثیر کل ساختار زیگزاگ یک اصلاح عمیق است و قیمت زیادی را از روند قبلی بازیابی می کند.

همچنین ، زیگزاگ برای پیشرفت در برابر روند طراحی شده است. بنابراین ، موج B یک زیگزاگ می تواند هر الگوی 3 موجی باشد (از جمله یک زیگزاگ دیگر) ، اما موج B نمی تواند 100٪ موج A را دوباره بازسازی کند. اصلاح 99٪ قابل قبول است ، هرچند بعید است و باید پیشرفت کرد.

چند دلیل وجود دارد که موج 2 ضربه 5 موجی معمولاً از یک زیگزاگ تشکیل شده است. دلیل اول این است که موج 1 شروع یک روند جدید است ، موج 2 می تواند خواسته های نهفته برای ادامه روند قدیمی باشد. در نتیجه ، موج 2 به عنوان یک لرزش برای معامله گران روند جدید عمل می کند و معامله گران روند قدیمی به عنوان یک اصلاح عمیق به طور معمول به دست می آیند. امواج دوم معمولاً 50-78.6٪ موج اول را بازگردانی می کنند.

در الگوی زیگزاگ ، چندین بار می توانید منطقه پایان موج C را تخمین بزنید. در تئوری موج الیوت ، امواج متناوب تمایل به ارتباط در فاصله دارند . بنابراین ، هنگامی که اعتقاد داریم موج C شروع شده است ، می توانیم طول C را بر اساس طول A. تخمین بزنیم. موج C به طور معمول اندازه گیری مساوی موج A یا 618/1.618 یا XNUMX مضراب موج A را دارد.

در مثال زیر می توانید ببینید که کجا موج 'C' برابر با طول موج برابر 'A' در خط افقی سیاه و سفید با برچسب "100٪ 7488.2" است.

توجه: شما نمی توانید استراتژی معاملاتی مناسب را پیدا کنید؟ اگر زمانی برای مطالعه همه ابزارهای تجارت ندارید و بودجه ای برای خطاها و ضررها ندارید - با کمک بهترین ربات فارکس ما که توسط متخصصان ما ساخته شده است تجارت کنید. ما پیشنهاد می دهیم ربات فارکس دانلود رایگان.

Elliott Wave Zigzag این یک موج برابر است

ایجاد شده با استفاده از نمودار IG

علاوه بر این ، ایجاد یک کانال قیمت برای زیگزاگ ABC معمول است. بنابراین می توانیم از کانال قیمت به عنوان ابزاری برای تخمین نقطه پایان C و الگوی زیگزاگ استفاده کنیم.

این تقریب قیمت ها قدرتمند می شود زمانی که دیگر روابط موج در منطقه مشابه قیمت به عنوان نقطه ختم تخمین برآورد شده وجود دارد.

علاقه مند به یادگیری بیشتر در مورد zigzags، چگونه آنها را شناسایی و تجارت؟ ثبت نام و تماشای این وب سایت طولانی مدت را تماشا کنید صرفا بر روی موضوع zigzags.

- نوشته شده توسط جرمی واگنر ، CEWA-M

* برای پول اضافی در بازار ارز از این موارد استفاده کنید روبات فارکس

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا