معامله در بازار فارکس

انواع شکست

گُوه نزولی یک الگوی خرسی است. این یک الگوی نسبتا نادر از تحلیل تکنیکال است که در روند نزولی تشکیل شده است. معمولا یک گُوه در حال سقوط روند صعودی را نشان می‌دهد اما همیشه این گونه نیست.

بررسی عوامل خستگی و انواع شکست در چرخدنده ها چیست؟

چکیده :
در این مقاله عوامل خستگی و شکست دندانه های چرخدنده مورد بررسی قرار گرفته است. عواملی که باعث خستگی دندانه و در نهایت شکست آن می شوند عبارتند از :

۱ـ شکست حاصل از ممان های خمشی ۲ـ سایش ۳ـ کندگی ۴ـ خراش که هر یک از عوامل خود به چند دسته تقسیم می شوند.
این عوامل ممکن است بر اثر نقص هایی باشد که در خود دندانه وجود دارد یا ممکن است بوسیله عملکرد سایر قطعاتی که در مجموعه چرخدنده ای بکار رفته اند ایجاد شوند. وقتی با یک دندانه آسیب دیده مواجه می شویم براحتی نمی توان در مورد علت آسیب قضاوت کرد زیرا این امر مستلزم تجربه کافی و تحقیقات دقیق می باشد. با این حال در این مقاله سعی شده است بصورت کلی با این پدیده ها آشنا شویم.
واژه های کلیدی :
سایش، خستگی سطحی، تغییر شکل پلاستیک، شکست

مقدمه :
طراحان چرخدنده همیشه از این موضوع تعجب می کنند که چرا بعضی از چرخدنده ها بهتر و بیشتر از آنچه در فرمول های طراحی انتظار می رفت کار می کنند در حالیکه تعدادی دیگر حتی وقتی در داخل محدوده طراحی، بارگذاری شده اند ناگهان دچار شکست می شوند.
به همین دلیل لازم است که عوامل خستگی چرخدنده به دقت بررسی شود.

انجمن چرخدنده سازان آمریکا (AGMA) خستگیهای چرخدنده را به ۵ دسته کلی زیر تقسیم می نماید:

۱ـ سایش (wear)

۲ـ خستگی سطحی

۳ ـ تغییر شکل پلاستیک (plastic flow)

۴ـ شکست دندانه

۵ـ شکست های خستگی که ۲ یا چند عامل فوق را با هم دارند.

http://niksadrasanat.ir/lib/upload/images/451b.jpg

هر یک از این دسته ها خود به چند نوع و شکل مختلف تقسیم می شود که در نهایت یک مهندس که در زمینه چرخدنده کار می کند با ۱۸ شکل مختلف از خستگی چرخدنده مواجه می شود. به همین دلیل در مواجه با یک چرخدنده آسیب دیده باید تلفیقی از علم و هنر آنالیز صحیح را بکار برد. اگر آنالیز خستگی بطور صحیحی انجام نشود ممکن است علت خستگی چیزی غیر از علت اصلی تشخیص داده شود که در این صورت طراح را به سمت ساخت یک مجموعه چرخدنده ای بزرگتر از آنچه که نیاز است هدایت می کند در حالیکه طراحی جدید نیز ممکن است دارای همان عیب قبلی باشد زیرا عامل اصلی تخریب هنوز تصحیح نشده است.

به عنوان مثال یک چرخدنده که در سرعت بالا کار می کند ممکن است برای ماهها دارای ارتعاش قابل قبولی باشد اما ناگهان علائم ارتعاش با دامنه بالا پدیدار می شود. تحقیقات دقیق روشن می کند در مدتی که چرخدنده کار می کرده دندانه ها دچار سایش شده انواع شکست اند و در نتیجه فاصله بین دندانه ها افزایش یافته که همین عامل باعث افزایش دامنه ارتعاش چرخدنده شده است.

پس مشکل اصلی سایش دندانه ها است نه ارتعاش و ارتعاش باید به عنوان یک عامل ثانویه در نظر گرفته شود. نکته مهم دیگری که باید در نظر گرفته شود این است که گاهی طراحی چرخدنده صحیح است ولی چرخدنده بر اثر رفتار سایر قطعاتی که در مجموعه چرخدنده ای شرکت دارند یا سایر عوامل (محیط، خطای نصب و استقرار و …) دچار خستگی ناخواسته می شود. به عنوان مثال فرض کنید محور یک توربین توسط یک اتصال کوپلینگ به محور پینیون وصل شده است، در صورتیکه این اتصال در انتقال نیرو دارای خطای زیادی باشد یعنی نیرو را طوری انتقال دهد که نیروهای شعاعی و محوری بیشتر از آنچه در طراحی در نظر گرفته شده به پینیون وارد شود در آنصورت پینیون و یاتاقان محور آن به سرعت دچار سایش یا حتی شکست می شوند. بنابراین راه حل طراحی مجدد پینیون یا تعویض یاتاقان محور آن نیست بلکه باید در وضعیت اتصال (coupling) تجدید نظر کرد.

با این مقدمه به سراغ انواع خستگی هایی که در یک چرخدنده رخ می دهد می رویم. تذکر این نکته ضروری است که منظور از شکست خستگی در یک چرخدنده، گسیختگی (جدا شدن) دندانه نمی باشد بلکه هر عاملی که باعث شود چرخدنده از شرایط کاری مطلوب خارج گردد به عنوان یک نوع شکست خستگی محسوب می شوند. لذا سایش نیز برای چرخدنده نوعی شکست خستگی محسوب می شود.

۱ـ سایش (wear) :
از نقطه نظر یک مهندس چرخدنده، سایش عبارتست از زدوده شدن یکنواخت یا غیر یکنواخت فلز از روی سطح دندانه.
علل اصلی سایش دندانه‌، تماس فلز به علت نامناسب بودن ضخامت لایه روغن، ذرات ساینده موجود در روغن که با شکستن لایه روغن باعث سایش سریع یا ایجاد خراش می گردند و سایش شیمیایی به علت ترکیب روغن و مواد افزوده شده است به آن می باشند. سایش باعث کم شدن ضخامت دندانه و تغییر شکل پروفیل آن می گردد که در نتیجه شکل پروفیل دندانه از حالت مطلوب (مثلا منحنی اینولوت) خارج شده و خواص آن از بین می رود. سایش بخصوص در چرخدنده هایی که باید برای مدت نامحدود با سرعت بالا کار کنند یک پدیده بسیار مهم است. البته سایش همیشه یک عامل منفی نیست بلکه وجود مقدار بسیار ظریفی سایش باعث اصلاح دندانه های درگیر با هم و هماهنگ شدن آنها می شود. پولیش کــــردن (polishing) که یک نوع عملیات پرداخت بسیار ظریف است نیز به معنای سائیدن قطعه به مقدار بسیار کمی می باشد.

http://1001daneshjo.ir/wp-content/uploads/2015/03/220.jpg

در شکل ۱ مراحل رشد سایش در دندانه های چرخدنده ای با سختی قابل ماشینکاری نشان داده شده است. در مرحله اول سایش در حد پرداخت دندانه ها می باشد که کمترین مقدار آن در حدود خط گام رخ می دهد. علاوه بر آن کندگیهای ریزی در نزدیک ریشه دندانه مشاهده می شود. در مرحله دوم در سردندانه تغییر شکل پلاستیک که البته مقدار آن بسیار کوچک است آغاز می گردد. علاوه بر اینکه سایش و کندگی در نزدیک ریشه بیشتر شده است و این روند تا مرحله چهارم ادامه می یابد. همانطور که مشاهده می کنید در تمامی این مراحل منطقه نزدیک خط گام از کمترین سایش برخوردار است. (زیرا از نظر تئوری در نقطه گام غلتش محض و از نظر عملی مقدار ناچیزی لغزش وجود دارد) به همین علت در مرحله چهارم، منطقه خط گام بیشتر بار را انتقال خواهد داد که این عمل باعث افزایش تنش های تماسی در منطقه خط گام و اغلب منجر به کندگی این ناحیه می گردد. در نتیجه چرخدنده دچار شکست شده و از حالت کاری مطلوب خارج خواهد شد.

کاهش بار انتقالی و افزایش کیفیت روغنکاری برای بهبود این وضعیت بسیار مفید خواهد بود. توجه کنید که سایش را می توان مقدمه ظهور سایر شکست ها در دندانه دانست. بر اثر سائیده شدن دندانه ضخامت آن کاهش می یابد. لذا علاوه بر کاهش مقاومت خمشی، در آغاز درگیری ضربه زیادی بر دندانه وارد می شود که ممکن است باعث شکست دندانه شود. علاوه بر آن تغییر شکل پروفیل دندانه باعث تمرکز تنش در بعضی نقاط روی سطح دندانه می شود که ممکن است باعث کندگی و یا شکست دندانه شود.

در صورتی که علت سایش وجود مواد خارجی مانند براده های ماشین کاری ، باقیمانده های سنگزنی و یا موادی که به طریقی وارد فضای کاری چرخدنده ، شده اند باشد به این سایش، اصطکاک ساینده (abrasive wear) گویند. اما در صورتی که عامل سایش مواد شیمیایی موجود در روانساز یا مواد آلوده کننده ای مانند آب، نمک رطوبت محیطی و … باشد به آن اصطکاک خورنده (corrosvie wear) گویند. اما شاید مهمترین سایش، سایشی باشد که ناشی از شکسته شدن موضعی لایه روغن به علت حرارت بیش از حد، می باشد که باعث تماس فلز با فلز و اصطکاک چسبنده به شکل یک جوش و یا پارگی و یا خراش می شود که اصطلاحا به این نوع سایش scuffing گویند که خود به چند نوع نقسیم می شود. بطور کلی مستعدترین مکان ها برای این نوع سایش، سر و ته دندانه می باشد. (برای توضیحات بیشتر به منبع دوم مراجعه نمائید.) از روش های جلو گیری از این نوع سایش می توان افزایش ویسکوزیته روغن، افزایش سختی چرخدنده، پرداخت خوب سطح دندانه و در بعضی مواقع اصلاح پروفیل دندانه انواع شکست و تاج گذاری دندانه (crowing) که در این روش وسط دندانه به صورت یک برآمدگی، بالا می آید و بدین ترتیب بیشتر بار توسط این قسمت منتقل می شود را نام برد.

۲ـ تغییر شکل پلاستیک (plastic flow) :
این نوع شکست وقتی حاصل می شود که سطوح تماس تسلیم شده و تحت بار سنگین تغییر شکل دهند. معمولا این نوع شکست در نوک و در دو انتهای (طرفین) دندانه رخ می دهد. اما در مواقعی که نیروهای لغزشی در سطح دندانه زیاد باشند تغییر شکل در سراسر دندانه مشاهده می شود. بطوریکه سطح دندانه بصورت موج موج در می آید. (به این نوع تغییر شکل پلاستیک rippling گویند) برای جلو گیری از تغییر شکل دندانه می توان بار اعمالی را کم کرده یا بر سختی دندانه افزود. نوع دیگری از تغییر شکل پلاستیک که به علت سرعت لغزشی بالا در حلزون ها و چرخ حلزون ها و چرخدنده های هیپوئید مشاهده می شود شیار شیار شدن سطح دندانه است که به این نوع تغییر شکل Ridging (شیار شیار شدن یا چروک شدن) گویند.

۳ـ شکست دندانه :
شکست دندانه چرخدنده، شکستی است که در آن تمام یا قسمت قابل توجهی از یک دندانه بر اثر بارگذاری بیش از حد، ضربه یا اغلب بر اثر تنش های خمشی مکرری که بیش از مقدار حد دوام ماده چرخدنده است، از چرخدنده جدا می شود. این نوع از شکست حاصل خستگی خمشی دندانه تحت بار خمشی وارد بر آن می باشد.

در بررسی شکست دندانه بررسی چند موضوع ضروری است :

۱ـ۳ـ نقطه کانونی :
نقطه کانونی، نقطه ای است که شکست از آنجا آغاز می شود. این نقطه ممکن است یک شیار یا پارگی در ناحیه منحنی ریشه (Root fillet) ، یکی از ترکهایی که بر اثرعملیات حرارتی در سطح قطعه بوجود می آید و یا نقطه اتصال بین منحنی ریشه دندانه به منحنی پروفیل دندانه (این نقطه از نظر تئوری ضعیف ترین نقطه در مقابل تنش های خمشی است) باشد.

۲ـ۳ـ خورندگی مخرب (Fretting corrosion) :
در طول زمانی که ترک در حال رشد است روغن به درون آن نفوذ کرده و هر گاه دندانه وارد درگیری می شود فشار هیدرولیکی زیادی تولید می کند که این فشار باعث تخریب و اشاعه ترک به زیر سطح دندانه چرخدنده می شود.

۳ـ۳ـ شکست براثر بارگذاری بیش از حد مجاز (over load Breakage) :
اگر شکست دندانه به علت بارگذاری بیش از حد مجاز یا بر اثر ضربه رخ داده باشد معمولا سطح شکسته شده به صورت ریش ریش است، حتی اگر دندانه کاملا سخت شده باشد. با این حال سطح شکست شبیه رشته های یک ماده پلاستیکی است که جدا جدا پیچانده شده اند.

http://filewiki.ir/prod-images/658648.jpg

۴ـ۳ـ موقعیت شکست :
معمولا شکست دندانه های چرخدنده از ناحیه منحنی ریشه بخصوص در منطقه پیوستن منحنی ریشه به منحنی پروفیل دندانه، آغاز می شود. (یک تیر یک سردرگیر در تکیه گاه دارای ضعیف ترین مقطع است). گاهی اوقات کندگی خط گام به قدری شدید است که باعث شروع شکست دندانه از خط گام می شود. گاهی اوقات نیز انطباق تداخلی ناخواسته ای که بین دندانه های درگیر رخ می دهد یا تنش های پسماند عملیات حرارتی باعث می شود که شکست در ناحیه ریشه در وسط دو دندانه آغاز شود. در برخی موارد نیز نقص های ساختاری که در عملیات آهنگری (forging) قطعه ایجاد شده باعث می شود که دندانه از نقطه ای غیر قابل پیش بینی بشکند.

۴ـ کندگی در دندانه های چرخدنده (pitting) :
کندگی عبارتست از شکست خستگی حاصل از تنش های تماسی (hertzian stresses) که باعث می شود قسمت هایی از سطح دندانه چرخدنده بصورت حفره کنده شود. بر اساس شدت خسارتی که به سطح خورده است می توان کندگی را به سه دسته تقسیم کرد:

۱ـ۴ ـ کندگی اولیه :
در این کندگی، قطر حفره ها بسیار کوچک و در حد ۰.۴ تا ۰.۸ میلیمتر می باشد. این کندگی در انواع شکست نقاطی رخ می دهد که تنش از حد مجاز تجاوز نماید و بدین وسیله تمایل دارد تا با کندن این نقاط از روی سطح، بار را دوباره پخش نماید. بدین ترتیب با پخش هموارتر بار، عمل کندگی کاهش یافته و در نهایت متوقف می شود. به همین دلیل به این نوع کندگی، کندگی تصحیح کننده (corrective pitting) نیز گویند.

۲ـ۴ ـ کندگی مخرب (destructive pitting) :
این نوع کندگی نسبت به کندگی اولیه شدیدتر و قطر حفره های کندگی نیز بزرگتر است و وقتی بوجود می آید که تنش سطحی در مقایسه با حد دوام ماده بزرگ باشد. در این نوع کندگی در صورتی که بار کاهش نیابد کندگی بطور پیوسته ادامه می یابد تا جائی که چرخدنده باید از سرویس خارج شود.

۳ـ۴ ـ کندگی خرد کننده (spalling) :
این نوع کندگی حالت شدیدتر کندگی مخرب است که کندگی ها دارای قطر بزرگتری بوده و ناحیه قابل توجهی را در برمی گیرد. کندگی خرد کننده معمولا پس از کندگی مخرب روی می دهد و علت آن خستگی سطحی سطوح باقیمانده (سطوح کنده نشده توسط کندگی مخرب)‌ و یا راه یافتن حفره های حاصل از کندگیهای مخرب به یکدیگر می باشد.

وقوع کندگی مخرب یا خرد کننده حاکی از عدم تحمل تنش های تماسی توسط سطح می باشد در بعضی موارد افزایش سختی ماده یا استفاده از موادی که کربوره یا نیتریده شده اند به جای مواد فعلی می تواند این مشکل را حل کند در غیر این صورت یک طراحی مجدد باید انجام شود که در آن ضخامت دندانه یا فاصله مراکز دو چرخدنده افزایش می یابد (افزایش فاصله مراکز بار انتقالی را کاهش می دهد)در درگیری میان چرخدنده و پینیون، پینیون از استعداد بیشتری برای کندگی برخوردار است زیرا معمولا ‌به علت کوچکتر بودن نسبت به چرخدنده، تعداد دور بیشتری می زند و در نتیجه بیشتر در معرض تنش های سطحی قرار می گیرد. ثانیا در صورتی که پینیون به عنوان راننده (driver) بکار رود (که اغلب چنین است) جهت نیروهای لغزش از خط گام به سمت طرفین خط گام می باشد که این عامل باعث می شود ماده در ناحیه خط گام تحت کشش قرار گرفته و آماده ترک شود. (برای توضیحات بیشتر به منبع دوم مراجعه فرمائید)

نتیجه :
با توجه به مباحث فوق،‌ نمودار تجربی نشان داده شده در شکل ۶ را به عنوان حاصل بحث مورد توجه قرار دهیم. این نمودار حاصل آزمایش و انجام تستهای تجربی بر روی یک چرخدنده نوعی می باشد که نتایج آن برای سایر چرخدنده ها نیز قابل تعمیم است. در این نمودار که برحسب گشتاور و سرعت خطی گام رسم شده ۵ ناحیه مختلف را مشاهده می کنید. در ناحیه اول، از آنجا که سرعت چرخدنده آن قدر زیاد نیست که بتواند لایه روغن هیدرو دینامیکی را تشکیل دهد. لذا این ناحیه اغلب با خستگی سایشی مواجه می شود. در ناحیه سوم با اینکه سرعت برای تشکیل یک لایه روغن مناسب است اما سرعت به قدری بالا است که حرارت ناشی از آن باعث شکسته شدن لایه روغن شده و در نتیجه پدیده خراش (scoring) یا جوش خوردگی رخ می دهد. در ناحیه چهارم کندگی رخ می دهد. این پدیده از آنجا که یک نوع شکست خستگی است لذا وابسته به زمان و بار اعمالی می باشد و در صورتی که نتش های تماسی بیش از حد دوام ماده باشد در هر سرعتی بالاخره رخ خواهد داد. لذا این ناحیه در تمامی نواحی بالای حد دوام مشاهده می شود. در ناحیه پنجم دندانه بیشترین استعداد را برای شکسته شدن دارد. علت اصلی شکست در این ناحیه ضعیف شدن سطح مقطع دندانه بر اثر سایش، تغییر شکل پروفیل دندانه و تمرکز تنش در برخی نقاط بخصوص در ناحیه‏ ریشه بر اثر سایش یا شوک و ضربه وارد به دندانه بر اثر سایش و بالاخره خستگی خمشی می باشد. بنابراین طراح باید سعی کند برای یک عمر نامحدود، شرایط کاری چرخدنده را در ناحیه دوم قرار دهد.

۵ الگوی کلاسیک در ترید ارزهای دیجیتال که هر کسی باید بشناسد!

الگو ترید ارز دیجیتال تحلیل تکنیکال مثلث گوه سر و شانه پرچم سه گوش

واضح است که نمودارها فاکتورهای تکنیکال تأثیرگذار بر قیمت‌ها را نشان داده و تاریخ قیمت‌ها را بررسی می‌کنند. با بررسی یک دوره طولانی از حرکات قیمت دارایی، می‌توان الگو (Pattern)های تکرار شونده را شناسایی کرد که تأثیر مناسبی در تریدهای فعلی در بورس، فارکس یا بازارهای ارز دیجیتال دارد. بسیاری از تریدرها، الگو های کلاسیک را شاخص‌های مناسب و قابل اعتمادی برای ترید ارزهای دیجیتال می‌دانند.

الگو های کلاسیک در ترید

این الگو های کلاسیک، احتمال ادامه روند فعلی یا تغییر جهت آن را نشان می‌دهد. آنها دوره‌های تثبیت را که در یک روند کاملا مشخص مشخص شده، نشان می‌دهند و به تریدرها کمک می‌کنند تا تصمیمات آگاهانه‌ای بگیرند. در این مقاله به رایج‌ترین الگو ها نگاهی خواهیم داشت:

از مورد اول شروع می‌کنیم.

۱. پرچم (Flag)

الگو ترید ارز دیجیتال تحلیل تکنیکال مثلث گوه سر و شانه پرچم سه گوش

از لحاظ بصری این الگو شبیه یک پرچم روی یک میله است. این میله پرچم جهت روند غالب را نشان می‌دهد. به دلیل تغییر شدید در یک روند، پرچم به عنوان بخشی از آن تشکیل می‌شود.

پس از این که جهت روند مشخص شد، باید روی ارتفاع میله پرچم متمرکز شوید: این نشان دهنده هدف قیمت در انتهای شکل گیری الگو است. معمولاً داخل پرچم پنج موج شکل می‌گیرد و در موج پنجم، قیمت از الگو فراتر می‌رود (بریک اوت می‌کند).

پرچم‌ها معمولا با شکست قيمتی شدیدی همراه هستند. برای ارزیابی میزان شکست، تریدر باید عمق بدنه (Body)، زاویه شیب و تعداد امواج قبلی را اندازه گیری کند. هر چه شیب زاویه تندتر باشد، شکست قوی‌تر خواهد بود. تحلیلگران توصیه می‌کنند که تنها پس از اینکه شکست اتفاق افتاد، با این الگو ترید ارزهای دیجیتال را انجام دهید.

۲. پرچم سه گوش (Pennant)الگو ترید ارز دیجیتال تحلیل تکنیکال مثلث گوه سر و شانه پرچم سه گوش

این الگوی شبیه به پرچم است اما یک ساختار مثلثی دارد. سه گوش‌ها وسط یک روند غالب ظاهر می‌شوند. تفاوت بین یک سه گوش و یک پرچم در این است که پرچم سه گوش در یک محدوده باریک حرکت می‌کند و موج‌های انتهای پرچم سه گوش، کوچک‌تر از ابتدای شکل گیری آن هستند.

با تشکیل یک پرچم سه گوش، معمولا حجم معاملات کاهش می‌یابد و بعد از شکست دوباره رشد می‌کند. پرچم‌ها معمولا از بیش از ۲۰ کندل تشکیل می‌شوند. مانند پرچم، ارتفاع پرچم نشان دهنده تارگت قیمت پس از شکست قیمت پنج موج از محدوده بدنه است.

۳. مثلث (Triangle)

الگو ترید ارز دیجیتال تحلیل تکنیکال مثلث گوه سر و شانه پرچم سه گوش

این الگو در عمل و بسته به نوع الگو مانند مثلث معمولی با اوج‌های مختلف به نظر می رسد. مثلث‌ها معمولاً در انتهای روند غالب تشکیل می‌شوند. بسته به جهت روند موجود، مثلث یک سیگنال ادامه‌دار قوی یا ضعیف را نشان می‌دهد.

بسته به روند غالب مثلث‌ها می‌توانند بر مبنای موارد زیر به تریدر کمک کنند تا هنگام ترید ارزهای دیجیتال تصمیم آگاهانه‌ای بگیرد.

به طور معمول مثلث صعودی در روند صعودی تشکیل می‌شود و مسیر حرکت قیمت را ادامه می‌دهد. همین مورد در مورد مثلث نزولی نیز صدق می‌کند. اما اگر یک مثلث صعودی در دوره روند خرسی ظاهر شود (یا برعکس آن – یک مثلث رو به پایین در روند گاوی ظاهر می شود) پس استحکام روند کم است. تحلیل اطلاعات اضافی برای شناسایی ادامه‌دار بود روند لازم است.

مثلث متقارن نه یک الگوی صعودی است و نه یک الگوی نزولی و به همین دلیل تحلیل آن به روند اصلی بستگی دارد. این یک الگوی خنثی است که دوره تثبیت قیمت را نشان می‌دهد.

ویژگی‌های اصلی الگو های مثلث در زیر آورده شده است:

  • پنج موج: احتمالا در صورت وجود امواج بیشتر، حرکت قیمت پس از شکست معنی دارتر خواهد بود.
  • شکست قیمت در بخش اول یا دوم مثلث نشانگر قدرت روند است. به همین ترتیب، شکست قیمت در قسمت آخر مثلث نسبتاً ضعیف و تغییرات کوتاه است.
  • پس از شکست، قیمت فاصله‌ای برابر با بزرگترین قسمت بدن را پوشش می‌دهد.

۴. گُوه (Wedge)انواع شکست

الگو ترید ارز دیجیتال تحلیل تکنیکال مثلث گوه سر و شانه پرچم سه گوش

گُوه مانند مثلث است، اما معکوس کننده روند. این الگو معمولا روند صعودی را معکوس می‌کند اما استثناهایی نیز دارد. بعضی اوقات گُوه در حال رشد روند را ادامه می‌دهد.

اگر قبل از گُوه در حال رشد روند نزولی وجود داشته باشد، معلوم می‌شود که گُوه در حال رشد، روند را ادامه داده است. در درجه اول پس از گُوه در حال رشد، قیمت کاهش می‌یابد.

الگو ترید ارز دیجیتال تحلیل تکنیکال مثلث گوه سر و شانه پرچم سه گوش

گُوه نزولی یک الگوی خرسی است. این یک الگوی نسبتا نادر از تحلیل تکنیکال است که در روند نزولی تشکیل شده است. معمولا یک گُوه در حال سقوط روند صعودی را نشان می‌دهد اما همیشه این گونه نیست.

۵. سر و شانه (Head & Shoulder)

الگو ترید ارز دیجیتال تحلیل تکنیکال مثلث گوه سر و شانه پرچم سه گوش

الگوی سر و شانه یک الگوی کاملا متداول پس از یک روند صعودی است و سه قله را نشان می‌دهد که وسط آن (قله) بالاترین و دو قله دیگر در طرفین (شانه‌ها) است. این اندیکاتور قیمت را برعکس کرده و روند نزولی جدیدی ایجاد می‌کند.

در مقابل این الگو یک وضعیت معکوس وجود دارد اما در حال حاضر در روند نزولی، جایی که این سیگنال معکوس باعث ظهور روند صعودی می‌شود.

الگو ترید ارز دیجیتال تحلیل تکنیکال مثلث گوه سر و شانه پرچم سه گوش

سخن پایانی

پیدا کردن الگو های کلاسیک در عمل مدتی طول می‌کشد.

هرچه نمودارها در طی تحلیل تکنیکال (TA) تحلیل شوند، پیدا کردن آنها ساده‌تر خواهد بود. این الگو ها سیگنال‌های ترید ارزهای دیجیتال خوبی هستند؛ زیرا به پیش بینی اهداف قیمت کمک می‌کنند.

سودمندی کلی چنین الگو هایی برای تریدر قابل اهمیت است. برای مدیریت صحیح ریسک، این سیگنال‌ها را نباید در گزینه ای جداگانه در نظر گرفته شوند.

مهارت خودآگاهی

همانطور که در مقاله ی “مهارت های زندگی” اشاره شد اولین و مهمترین مهارت، خودآگاهی (خودشناسی) می باشد. اهمیت خودشناسی و خودآگاهی در زندگی انسان آن قدر مهم است که در عرفان و حتی در ادبیات نیز به آن توجه فراوانی شده است. حدیث معروف ” من عرف نفسه، فقد عرف ربه ” (هر کس خود را بشناسد، پروردگار خود را شناخته است) اهمیت این موضوع را به خوبی نشان می دهد. در ادبیات و در اشعار شاعران مختلف نیز این موضوع منعکس شده است. مولانا در این زمینه شعری با این مضمون سروده است :

در زمین دیگران خانه مکن

کار خود کن، کار بیگانه مکن

ای تو در پیکار خود را باخته

دیگران را تو زخود نشناخته

خودآگاهی چیست؟

خودآگاهی

خودآگاهی یا خودشناسی در علم روانشناسی نیز از اهمیت زیادی بر خوردار است تا آن جا که به عنوان یکی از مهم ترین مهارت های دهگانه زندگی و با عنوان خودآگاهی مطرح شده است. اما بهتر است اول بدانیم که مهارت خودآگاهی دقیقا یعنی چی ؟

سیستم روان نیز مانند جسم یک سری قوانین خاص دارد. طبق یک اصولی کار می کند و همانند سیستم دفاعی بدن، روان نیز برای خود مکانیسم های دفاعی دارد. معمولا وقتی که تحت فشار هستیم و یا اضطراب را تجربه می کنیم مکانیسم های دفاعی فعال می شوند. خود آگاهی یعنی اینکه اول سیستم روانی و قواعد آن را بشناسیم. بدونیم که روان ما تحت چه سیستم و قوانینی کار می کند و چگونه اتفاق های پیرامون را پردازش می کند و به آن ها واکنش نشان می دهد. بعد از شناخت این موارد ببینیم که سیستم روانی ما به چه صورت است و طبق چه قواعدی کار می کند و مکانیسم های دفاعی ما کدام ها هستند؟ چه قدر از آن ها سالم هستند و چه قدر نا سالم؟ اما برای شناخت سیستم روان وقواعد آن از کجا باید شروع کنیم؟

مراحل خودآگاهی

آشنایی با سیستم روان

خودشناسی

در علم روانشناسی به انسان از رویکردهای مختلف نگاه شده است. تعدادی از روانشناسان انسان را از دید روانکای نگاه کرده اند و عده ای دیگر از رویکرد رفتاری. گروهی به انسان نگاه بین فردی داشته اند و او را با توجه به روابط بین فردی اش تحلیل کرده اند. یکی از رویکردهای عصر حاضر، رویکرد شناختی – رفتاری (CBT) است.

در رویکرد شناختی، اعتقاد بر این است که آن چه که باعث واکنش ما انسان ها به اتفاقات پیرامون خود می شود، صرفا خود اتفاق نیست بلکه تعبیر و تفسیری است که ما ازآن اتفاق داریم. مثلا فرض کنید که کارمندی در جریان تعدیل نیرو، شغل خود را از دست می دهد، از دست دادن شغل طبیعتا اتفاق غم انگیز و مضطرب کننده ای است اما این شخص افکار گوناگونی می تواند داشته باشد مثلا اگر فکر کند که من توانمندی های زیادی دارم و می توانم درجاهای مختلف درخواست کار بدهم واکنش هیجانی که به این ماجرا نشان می دهد قابل کنترل تر از حالتی است که با خود فکر کند من دیگر هیچ شانسی برای موفقیت ندارم و برای همیشه بیکار می مانم. مسلما در این حالت اضطراب بیشتری را تجربه می کند.

پس سیستم روان ما طوریه که در واکنش به موقعیت های مختلف افکار مختلفی تولید می کند و ما بسته به این نوع افکار هیجان های مختلفی رو با شدت و ضعف مختلف تجربه می کنیم. اما این افکار از کجا می آیند؟ چرا بعضی از انسان ها افکار مثبت دارند و بعضی همیشه تفکر منفی ؟ در ادامه این موضوع به تفضیل توضیح داده شده است.

سیستم روان در دیدگاه شناختی رفتاری

خودشناسی

دیدگاه شناختی رفتاری، ذهن انسان را همانند یک کامپیوتر در نظر می گیرد. همان طورکه به کامپیوتر یک سری اطلاعات داده می شود، به ذهن ما نیز اطلاعاتی از دنیای پیرامون وارد می شود. کامپیوتر داده های وارد شده را پردازش می کند و در نهایت یک خروجی دارد. ذهن انسان نیز اطلاعاتی را که به آن وارد می شود پردازش کرده و درنهایت خروجی آن، همان رفتار و واکنش های ما به اتفاقات پیرامون است.

پردازش اطلاعات در ذهن توسط یک سری قواعد خاص اتفاق می افتد (میشه ذهن رو مثل یک منشور نیز در نظر گرفت. به منشور یک نور واحد وارد میشه ولی پس از عبوراز آن ما رنگ های مختلفی می بینیم.) در ذهن انسان ها هم اطلاعات واحدی وارد می شود ولی پردازش های متفاوتی طبق یه سری قواعد خاص اتفاق می افتد و درنهایت رفتارهای گوناگون را می بینیم.

خودآگاهی

شکل گیری این قواعد به دوران کودکی بر می گردد. وقتی کودکی متولد می شود در اثر یک سری رویدادها که شامل تجربیات وی از ارتباطش با والدین، همسالان و دیگران می باشد، به یک سری باور در مورد خودش می رسد. این باور ها ، باور بنیادین نام دارد وشامل افکار ما در مورد خودمون، دیگران و آینده می باشد. مثلا فرض کنید کودکی با یک مشکل پزشکی به دنیا می آید و به علت این مشکل مراقبت افراطی از مادر خود دریافت می کند، هم زمان با بزرگ تر شدن، مادر به کودک اجازه فعالیت مستقل نمی دهد و وی فردی وابسته بار می آید . یکی از باورهایی که ممکن است در این کودک شکل بگیرد این است که من ناتوان هستم. یا مثلا کودکی که در دورانی از زندگی به وی بی توجهی شده است و این طور نتیجه گیری می کند که دنیا جای امنی نیست و یا من دوست داشتنی نیستم .

پس همه ما در اثر یه سری تجربیات تکرار شونده دوران کودکی خود، باورهای بنیادینی را تشکیل داده ایم . بعضی از این باورها مثبت هستند و بعضی منفی. این باورها برای ما شناخته شده نیستند ولی به علت اینکه باورهای منفی به طور ناهشیارانه هیجان منفی تولید می کنند سیستم روان سعی در مقابله با آن ها دارد.

یکی از این مکانیسم ها این است که برای کاهش بار روانی ناشی از این باور برای خودمان یه سری مفروضه، شرط یا قانون درست کنیم. مثلا اینکه فردی باور بنیادینش این است که دوست داشتنی نیست برای مقابله با آن، این مفروضه را برای خود درست می کند که اگر خیلی درس بخونم یا اگر سخت تلاش کنم و در همه کارها نفر اول باشم آن گاه دوست داشتنی خواهم بود.

توجه داشته باشید که ما به باورهای بنیادین خود و این مفروضه ها آگاهی نداریم و سیستم روان به طور خودکار این کار را انجام می دهد. مشکل از اون جایی پیش می آید که این مفروضه ها همیشه درست از آب در نمی آیند مثلا فردی که همیشه سخت تلاش می کرده تا بهترین نتیجه رو بگیره اما در یک موقعیت شکست می خوره و باور بنیادینش مبنی بر بی کفایتی فعال می شه، در این موقعیت معمولا احساس شکست، افسردگی و یا احساس حقارت می کند. البته شاید هر کسی در موقعیت شکست این احساسات را تجربه نماید اما فردی که باور بر بی کفایت بودن خودش دارد واکنش افراطی نشان می دهد.

انسان ها معمولا به باورهای بنیادین خود دسترسی ندارند و همین طور از مفروضه های شرطی که برای خود نیز درست کرده اند بی اطلاع هستند ولی از یه سری افکار خودآیند و هیجان ناشی از آن تا حدی اطلاع دارند. افکار خودآیند افکاری هستند که وقتی قواعد شرطی ما به درستی اجرا نشده اند و باور بنیادین ما فعال شده است به ذهن ما خطور می کنند. مثال فردی که در پاراگراف قبل زده شد رو در نظر بگیرید افکار خود آیندی که این فرد ممکن است تجربه کند می تواند این باشد: من به درد نخور هستم ، بی عرضه هستم و …. در اثر این فکر که از باور بنیادین من دوست داشتنی نیستم منشا گرفته، فرد هیجان غم رو تجربه می کنه. به همین خاطر میگیم افکار هیجانات رو تولید می کنند.

شناسایی افکار خود آیند

خودشناسی

اولین گام خودشناسی و خودآگاهی ، شناخت سیستم روان و قوانین آن است که در مطالب قبل سعی شد تا حدی به آن پرداخته شود. سپس باید سعی کنیم بفهمیم این مکانیسم در مورد خودمون به چه صورت عمل می کنه؟ باور بنیادین ما یا همون عینکی که به چشم زده ایم و دنیا را از طریق آن نگاه می کنیم چگونه است؟ برای مقابله با باورهای بنیادین منفی خود از چه مفروضه های شرطی استفاده می کنیم ؟ چه قدر از این مفروضه ها درست هستند و چه قدر نادرست ؟

برای شناخت این موارد باید از افکار خود آیند شروع کنیم . برای این کار راه های مختلفی وجود داره. یکی از این راه ها پر کردن جدولی تحت عنوان جدول ثبت افکار خود آیند است. در این جدول ابتدا وقایع را ثبت می کنیم مثلا اگر عصبانی شدیم، یا اگر احساس غمگینی داشتیم اتفاقی که منجر به این هیجان شده است را ثبت می کنیم. در مرحله بعد علائم جسمی خود را هنگام تجربه هیجان یادداشت می کنیم تنگی نفس، سر درد یا… همین طور سعی می کنیم به خاطر بیاوریم هنگام تجربه اون هیجان چه فکری از ذهنمون گذشت؟ در قسمت بعد باید از خودمون بپرسیم معنای این فکر برای من چیه؟ تا کم کم به باور بنیادین خود برسیم.

برای مثال فرض کنید فردی به عنوان مدیر یک بخش استخدام شده است. در کار خود عملکرد خوبی دارد ولی مواقعی که باید در جلسات شرکت کند به شدت مضطرب می شود. اگر این فرد بخواهد مواردی رو که در بالا توضیح داده شد پر کند به این صورت می شود:

موقعیت: منتظرم تا صورت جلسه را برای امضا کردن به من بدهند.

افکار خودآیند منفی: دستم بلرزد و نتوانم آن را کنترل کنم ، آبرویم می رود و تمام اعتبارم از دست می رود. آنها دیگر مرا به عنوان رئیس قبول نخواهند داشت.

هیجان: اضطراب

موقعیت افکار خودآیند منفی هیجان
منتظرم تا صورت جلسه را برای امضا کردن به من بدهند. دستم بلرزد و نتوانم آن را کنترل کنم ، آبرویم می رود و تمام اعتبارم از دست می رود. آنها دیگر مرا به عنوان رئیس قبول نخواهند داشت. اضطراب

با انجام این کار به صورت مداوم و تمرین در آن به سطح نسبتا خوبی از مهارت خودآگاهی می رسیم. وقتی این توانایی رو پیدا کنیم که بتونیم در موقعیت های مختلف افکار خود آیند خود را شناسایی کنیم می توانیم در مواقعی که عصبانی هستیم یا مضطربیم علت هیجان خود را بهتر بشناسیم و آن را مدیریت کنیم.

شناسایی خطاهای شناختی

خودشناسی

گام آخر خودآگاهی ، شناسایی خطاهای شناختی است. گفتیم که ذهن مثل یک کامپیوتر هست که اطلاعات رو پردازش می کنه. اما گاهی مثل کامپیوتر که ویروسی می شه بخش نرم افزار ذهن ما یعنی افکارمون هم ویروسی می شه. به این ویروس ها، خطای شناختی گفته می شود. خطای شناختی نوعی سوء تفسیر واقعیت یا تحریف آن است.

مثلا فرض کنید فردی در زمینه شغلی شکست می خورد بعد این طور نتیجه گیری می کند که من آدم بی کفایتی هستم یا من در هیچ کاری موفق نیستم در حالی که فقط در یک جنبه از زندگی شکست خورده و ممکن است این فرد دانشجو یا مثلا همسر خیلی خوب و موفقی باشد. این نوع نتیجه گیری کردن از اتفاقات نوعی خطای شناختی است.وقتی جدول افکار خودآیند رو پر می کنید کم کم متوجه خطاهای شناختی خودتان هم می شوید. افکاری که از یک جنس هستند و به هم شباهت دارند به یک نوع خطای شناختی خاص مربوط می شوند برای اینکه بهتر متوجه این خطاها بشوید لیستی از انواع خطاهای شناختی در ادامه توضیح داده می شوند.

انواع خطاهای شناختی

خودآگاهی

  1. تفکر همه یا هیچ: به جای اینکه یک موقعیت را به صورت یک پیوستار ببینید، آن را به شکل دو قطب متضاد می بینید. مثلا اگر من موفق نشوم کاملا شکست خورده هستم.
  2. فاجعه سازی: شما آینده را به صورت منفی پیش بینی می کنید بدون اینکه سایر پیامدهای محتمل تر را در نظر بگیرید. مثال: من خیلی آشفته خواهم شد. قادر به انجام هیچ کاری نخواهم بود.
  3. بی اعتبار کردن یا دست کم گرفتن جنبه های مثبت: شما به طور غیر منطقی به خودتان می گویید که تجارب و رفتارهای مثبتتان به حساب نمی آیند. مثال: من پروژه را خوب انجام دادم اما این بدان معنا نیست که با کفایت هستم، من فقط شانس آوردم.
  4. استدلال هیجانی: شما فکر می کنید چیزی درست است، چون قویا آن را حس می کنید و یا از شواهد مخالف چشم پوشی می کنید یا آنها را بی اهمیت می شمرید. مثال: می دانم خیلی از وظایف کاری ام را درست انجام می دهم، اما هنوز احساس می کنم که یک شکست خورده هستم.
  5. برچسب زدن: شما یک برچسب کلی و ثابت به خودتان یا دیگران می زنید، بی آنکه در نظر بگیرید که ممکن است شواهد به طور منطقی تر دلالت بر یک نتیجه کمتر فاجعه بار بکنند. مثال: من یک بازنده هستم. او آدم خوبی نیست.
  6. ذهن خوانی: شما باور دارید از فکر بقیه خبر دارید، بی آن که سایر احتمالات را در نظر بگیرید. مثال: او فکر می کند که من ابتدایی ترین چیزها را هم در مورد این پروژه نمی دانم.
  7. تعمیم بیش از حد : شما یک نتیجه کلی و قطعی منفی می گیرید که فراتر از موقعیت های فعلی تعمیم می یابد. مثال: چون در قرار ملاقات احساس راحتی نمی کردم پس شرایط لازم برای دوست پیدا کردن را ندارم.
  8. شخصی سازی: شما اعتقاد دارید که بقیه به خاطر دل خوری از شما رفتار منفی دارند بدون اینکه علل محتمل تر را در نظر بگیرید. مثال : تعمیر کار با من سرسنگین است پس حتما من کاری بدی انجام داده ام.

شناسایی و پیدا کردن آگاهی نسبت به مواردی که در بالا ذکر شد به ما کمک می کند تا در سایر مهارت های زندگی عملکرد موفقی داشته باشیم. مثلا برای کنترل استرس باید اول بتونیم موقعیت های استرس زای زندگی خود را شناسایی کنیم سپس افکار خود آیندی که منجر به این اضطراب شده است را بشناسیم و در مراحل بعد خطاهای شناختی و مفروضه های شرطی و در نهایت باور بنیادین خود را شناسایی کنیم. سپس از تکنیک هایی برای تغییر افکار خود آیند و به دنبال آن اصلاح خطاهای شناختی استفاده کنیم . این تکنیک ها در سایر مهارت های زندگی به طور کامل توضیح داده خواهند شد.

شما می توانید سوالات خود را در رابطه با خودآگاهی ( خودشناسی ) در قسمت دیدگاه ها ارسال نمایید و یا از بخش “مشاوره تخصصی رایگان” به ارتباط مستقیم با متخصصین تیم توان درمان بپردازید.

انواع شکست و نقص های دیوار آجری

طبق گزارشات تیم سازه چی، آجر رایج ترین متریال و مصالح ساختمانی است که علاوه بر استفاده در در نماکاری ساختمان در طراحی داخلی ساختمان نیز کاربرد دارد. امروزه اکثر سازه ها در سطح شهر های مختلف، از آجر ساخته شده است به طوری بنا های آجری بیشترین سهم در ساختمان سازی را به خود اختصاص داده اند.

آجر در انواع مدلها مانند آجر سوراخ دار، آجر توپر، آجر توخالی و آجر انواع شکست متخلخل تولید و به بازار عرضه میشود که هر کدام قابلیت های خاص خود را دارند و برای بخش های مختلف یک سازه استفاده میشود. استفاده از مواد اولیه متفاوت در ساخت آخر منجر به تولید انواع آجر نسوز، آجر لعابی، آجر ماشینی، آجر ماسه آهکی، آجر سفالی و آجر فشاری میشود.

پیشرفت علم و تکنولوژی موجب شده است که امروزه با استفاده از مواد با کیفیت، انواع آجر های مقاوم با عمر بسیار تولید شود؛ چرا که سازه های آجری اغلب مقاومت کمی در برابر حوادثی چون زلزله داشته است و لازم است که برای مقاوم سازی آنها، ضعف ها و کاستی های آنرا شناخت.

انواع شکست در دیوارهای آجری

مکانیزم های مختلف شکست سازه های آجری بموجب شده است که پتانسیل آنها برای خرابی افزایش یابد. مودهای شکست یک دیوار آجری در دو دسته شکست درون صفحه ای و شکست برون صفحه ای تقسیم بندی میشود. اگر ارتفاع دیوار زیاد باشد و تنش کششی با درز های افقی آجر ها نیز موازی باشد، در دیوار ترک هایی به صورت قائم ایجاد میشود که به آن شکست برون صفحه ای میگویند؛ اما در صورت رخ دادن موارد ذکر شده در زیر، شکست درون صفحه ای ایجاد خواهد شد:

– در صورتی که ارتفاع دیوار نسبت به طول آن کمتر از واحد باشد و بار قائم زیادی بر دیوار وارد شود، در این هنگام شکست برشی اتفاق خواهد افتد.

– در صورتی که طول دیوار نسبت به ارتفاع آن بیشتر یا حدوداً دو برابر باشد و میزان بار قائم وارد شده زیاد به نظر برسد، شکست برشی رخ خواهد داد.

– اگر مقاومت برشی دیوار کاهش یابد، در هنگامی که بار قائم افزایش یافته است شکست برشی لغزشی ایجاد می شود.

– و در صورتی که ارتفاع دیوار نسبت به طول ستون دو برابر باشد و دیوار مقاومت برشی لازم را نداشته باشد، شکست خمشی ایجاد می گردد.

انواع پوشش و شکست های متداول

انواع پوشش و شکست های متداول

مهمترین جزء یک پوشش انواع شکست ، رزین آن است . نوع رزین یا پلیمر به قدری مهم است که رنگ را برحسب آن نامگذاری و می فروشند . پوشش الکیدی یا اپوکسی برای همه آشناست ولی کسی تا به حال نام پوشش دی اکسید تیتانیم یا متیل اتیل کتون به گوشش نخورده است . در این فصل ، انواع رزین یا پلیمرهای مورد استفاده در پوشش بهمراه نقاط ضعف و قوت آنها بحث می شود . حتی در یک خانواده پوشش ، ممکن است پوششهای با خواص فیزیکی و شیمیایی کاملاً متفاوت وجود داشته باشد . یکی از جذابیتهای علم پلیمر ، گسترده بودن آن است مثلاً تغییرات جزئی در ساختار مونومر یک اکریلیک ، پلیمری با خواص کاملاً متفاوت ایجاد خواهد کرد. اپوکسی ممکن است سخت و شکننده یا نسبتاً نرم و انعطاف پذیر باشد . در این بحث های کلی بایستی مواظب استثناها بود .

رزین ها و روغن های طبیعی

قرنها است که از این مواد برای ساخت پوشش تزئینی و محافظ استفاده می شود . این مواد از منابع طبیعی نظیر باقیمانده گیاهان ، حیوانات و فسیلها بدست می آیند . هر چند روغنهایی مثل روغن بزرک یا روغن ماهی ، رزینهای طبیعی هستند ولی به صورت جداگانه توضیح داده می شوند .

رزین های طبیعی

بسیاری از رزینها طبیعی از شیره درختان حاصل می شوند که برای حفاظت درخت در برابر بریدگیها و زخمها از آن تراوش می نماید . بسیاری از آنها دارای گروه عامل کربوکسیل و اسیدی هستند که اسیدی بودن آن برحسب عدد اسید بیان می شود (میلیگرم هیدروکسید پتاسیم لازم برای خنثی کردن اسید یک گرم رزین). رزین های طبیعی معمولاً وزن ملکولی نسبتاً بالا و در حالت خالص در دمای اطاق ، جامدند ، اغلب برای تولید روغن جلا ، آنها را با مقادیر مختلف روغن نباتی ، حرارت می دهند. رزین طبیعی باعث سختی ، جلا ، مقاومت در برابر رطوبت و بهبود زمان خشک شدن می شود در حالیکه روغن نباتی باعث انعطاف پذیری و دوام می شود .

روغن ها

عمده ترین رزین طبیعی معرفی ، روغنهای نباتی و تا حد کمتری روغن ماهی است که قرنهاست به منظور ایجاد پوششهای تزئینی و حفاظتی استفاده می شوند . در سده نوزدهم و اوایل قرن بیستم ، این مواد ، عمده ترین چسب رنگها بودند . هر چند رنگهایی که فقط دارای چسب روغنی باشند هنوز هم وجود دارند ولی بازار NICHE بصورت PRESER VATIVE های چوب و فیلم های VARNISH دارند . با این حال در ساخت پوششهای پیچیده تر نظیر الکیدها و اپوکسی استرها به مقدار زیاد از این روغنها استفاده می شود.

فرمول بعضی از مهمترین اسیدهای چرب به قرار زیر است .

  • اسید استئاریک CH3 (CH2) 16 COOH
  • اسید پالمتیک CH3 (CH2) 14
  • اسید اولئیک CH3 (CH2)7 CH = CH (CH2)7 COOH
  • اسید لینوئیک CH3 (CH)4 CH = CH CH = CH = CH (CH2)7 COOH
  • اسید لینولینک CH3 CH = CH = CH CH = CH = CH CH = CH = CH (CH2)7 COOH
  • انواع شکست انواع شکست
  • اسید ری سیلنولیک CH3 (CH2)5 COH HCH2 CHCH = CH (CH2)7 COOH
  • اسید الئوستریک CH3 (CH2)3 CH = CH CH = CH CH = CH (CH2)7 COOH

روغنهای طبیعی دارای یک تری گلیسرید که از گلیسرول و یک اسید چرب ساخته شده باشد نیستند بلکه دارای مخلوطی از تری گلیسریدهایی هستند که از اسیدهای چرب مختلف آمده است .

الکیدها و اپوکسی استرها

الکیدها یکی از پاهای ثابت صنعت پوشش در عمده قرن بیستم بوده است . علیرغم منافع پوششهای پیچیده کاراتر نظیر اپوکسی و یورتانها ، الکیدها همچنان در بازار برای نگهداری ساختمانها و تجهیزات صنعتی به کار می روند. با اینحال حرکت به سمت قانونهایی که استفاده از پوششهایی که دارای کمترین ترکیبات آلی فرار هستند را توصیه می نماید نهایتاً ممکن است منجر به افول آنها گردد .

از نظر فنی، استرهای اپوکسی یک نوع الکید اصلاح شده تلقی می شوند ولی چون استر اپوکسی نامیده می شوند نه الکیدهای اصلاح شده با اپوکسی ، در اینجا قسمت جداگانه ای برایشان در نظر گرفته شده است .

پوشش های با رزین اپوکسی یکی از مهمترین پوششهای کارا می باشد . استرهای اپوکسی پوششهای اپوکسی نیستند و نبایستی با آنها قاطی شوند لذا بهتر است الکیدهای اصلاح شده با اپوکسی نامیده شوند .

وقتی رزین های اپوکسی اولین بار در اوایل دهه 1940 مورد مصرف تجاری قرار گرفتند به صورت چسب استفاده می شدند . امروزه آنها مهمترین گروه پوشش های ترموست کارا هستند . اپوکسی به صورت پوشش دو جزئی عمل آمدنی در محیط ، به صورت سیستم پخت در دمای بالا ، به صورت اسپری سریع عمل آمدنی صد درصد جامد و حتی به صورت پوشش مواد پودری ساخته می شوند . در مقایسه با الکیدها و استرهای اپوکسی ، چسبندگی مقاومت خوردگی و شیمیایی و خواص فیزیکی و مکانیکی بهتر دارند .

عامل های آمینی و آمیدی عمل آورنده رزین های اپوکسی

آمینها و آمیدهای دارای گروه آمینی جزو عمده ترین عوامل عمل آورنده پوششهای اپوکسی کارای صنعتی که انواع شکست در محیط گیرش پیدا می نمایند هستند . آمینهای اولیه آلیفاتیک و سیکلوآلیفاتیک با رزین اپوکسی با مکانیزمی مطابق شکل 5-16 واکنش می دهد . آمین ثانویه ای که به این ترتیب تولید می شوند با سرعت کمتری بواسطه (HINDRANCE) ممانعت استئاریک با ملکول دیگر اپوکسی واکنش می دهد .

انواع شکست اپوکسی

انواع مختلفی از رزین هاغی اپوکسی وجود دارند که می توانند با تعداد زیادتری عوامل گیرش ، واکنش دهند . همچنین تعداد زیادی رنگدانه ، کاتالیست ، افزودنی و حلال برای انتخاب وجود دارد . مشکل و گاهی خطرناک است که راجع به پوشش های اپوکسی (یا هر گروه از پوششها) کلی گویی کرد . نویسنده اغلب عبارتی نظیر اینرا شنیده است: ( این مطلب برای اپوکسی ، طبیعی به نظر نمی رسد) . پشتیبانی از چنین مشاهداتی اغلب مشکل است مگر اینکه شخص تجربه قبلی در مورد محصول خاص مورد نظر را داشته باشد یا اینکه دسترسی به داده های منتشر نشده در مورد خواص فیزیکی و شیمیایی پوشش مورد نظر داشته باشد . بعضی نتایج کلی اگر گاهی tentative باشد راجع به کارایی گروههای خاصی از اپوکسی و راجع به مکانیزمهای شکست آنها وجود دارد .

اپوکسی های اصلاح شده

شیمی اپوکسی بسیار انعطاف پذیر است و انواع عوامل گیرشی و مسیرهای واکنش ، بقدری بیشمار است که نمی توان همه را در کتاب حاضر آورد . با این حال چند کلاس مهم اپوکسی های اصلاح شده که محقق شکست پوشش احتمالاً با بیشتر آنها برخورد خواهد داشت در اینجا گفته می شود .

فنولیک ها

رزین های فنولیک توسط واکنش فرمالدئید با فنل یا فنولهای جانشینی تولید می شوند. وقتی واکنش تحت رایط قلیایی انجام شود رزین به نام فنولیک RESOLE نامیده می شود و وقتی تحت شرایط اسیدی انجام شود فنولیکهای NOVALAC نامیده می شود .

آمینو رزین ها

رزینهایی که در این قسمت توضیح داده می شوند گاهی به نام آمینو رزین ها شناخته می شوند و دارای خواص فیزیکی مناسبی که بواسطه آنها تشکیل پوشش بدهند نیستند. با اینحال به عنوان پیوند دهنده عرضی با بسیاری از رزین ها ، کاربرد گسترده ای دارند . بجای توصیف آنها بصورت pecemeal در فصل های بعدی ، در اینجا به صورت یک گروه معرفی می شوند . امینو رزین ها معمولاً حدود 30درصد یا کمتر vwhicle غیر فرار پوششهای ترموست مختلف را تشکیل می دهند و عامل عمده پیوند عرضی چنین پوششهایی هستند که می توانند با اکریلیک ها ، پلی استرها ، الکیدها ، استرهای اپوکسی و حتی اپوکسیها به کار بروند . برخلاف پوششهای اپوکسی ترموست که در قسمت قبلی توضیح داده شد پوششهای ترموستی که با آمینورزین ها پیوند عرضی ایجاد نموده اند تقریباً همیشه بجای دو جزئی بودن ، تک جزئی هستند . این امر بخاطر سرعت بینهایت پایین واکنش در دمای کم امکان پذیر است و به منظور گیرش بایستی پخت شوند .

اکریلیک ها

دقیقتر ین تعریف رزین اکریلیک هر رزین است که از مشتقات اسید اکریلیک (CH2 = CH = COOH) تشکیل شده باشد . این تعریف ساده ، انواع پیچیدگی رزین های اکریلیک را belies می نماید که در کاربردهای متنوعی نظیر پلاستیکها ، caulks and sealants fabrics ، رنگهای ساختمانی latex و پوششهای ترموست با کارایی بالا استفاده می شوند .

پلی استرها

پلی استرها پلیمرهایی هستند که با واکنش اسیدهای چرب دارای چند گروه عامل یا انیدرید با الکل های دارای چند گروه عامل (الکهای پلی هیدرید) برای ایجاد BACK bone پلیمری دارای گروه استری ایجاد می شوند . از این نظر آنها مشابه الکیدها هستند ولی بدون اصلاح اضافه ناشی از روغن های طبیعی در نتیجه رزین ها یا پلیمرهایی که ساختار بسیار ساده تری نسبت به الکیدها دارند بدست می آید .

پلی یورتان ها

پلی یورتانها یکی از مهمترین پوششهای چندکاره است که از پوششهای لعاب مانند نسبتاً ساده تا پوششهای با کیفیت بالای اتومبیل را می پوشاند . این پوششها معمولاً با واکنش الکل (R-OH) با ایزوسیانات (R-NCO) برای ایجاد یورتان یا کربامات که ساختار آن در شکل 5-34 نشان داده شده است ایجاد می شوند .

وینیل ها

از نظر تئوری ، انواع شکست هر پوشش تکیل شده از پلیمریز اسیون افزایش مونومروینیل یا ترکیبی از مونومرهای وینیل باشد می تواند وینیل در نظر گرفته شود مونومر وینیل هر ملکولی است که دارای ساختار زیر باشد :

پوشش های قیری

عبارت” پوشش قیری “ در اصل به دلیل ماهیت نامشخص موادی که از انها ساخته می شود باعث گیجی می شود . در اصل ، منشاء پوشش قیری آسفالت یا قطران است هر چند این گروه دارای رزین های coumaron idene (که از کوره های کک سازی بدست می آید) و رزین های هیدروکربنی برپایه هیدروکربنهای با وزن ملکولی کم اشباع نشده که از محصولات نفت (gasoline) بدست می آید نیز می باشد . تاکنون بیشترین مقدار این پوششها ، قطران ها و آسفالتها بوده است . هر دو عمدتاً بخاطر معلق بودن ذرات ریز کربن عنصری سیاه یا قهوه ای سیاه می باشند .

پوشش های غیر آلی و سیلیکونی اصلاح شده

تمام انواع پوششهای که تاکنون توضیح داده شده اند براساس چسب های آلی (پایه کربنی) ساخته می شوند یا اینحال ، رزین های غیر آلی پایه سیلیکونی و سیلیکاتی نیز نقش مهمی در صنعت پوشش دارند .

سیلیکونها که پلی سیلوکسانها نیز نامیده می شوند دارای ساختار عمومی شکل 5 – 38 می باشند . مونومرهای استفاده شده برای تهیه این رزینها ، کلروسیلانهایی نظیر تری متیل کلروسیلان و دی فنیل دی کلروسیلان هستند . کلروسیلانها با آب واکنش می دهند تا سیلانول تولید نمایند که با حذف رطوبت متراکم و تولید رزین سیلیکونی (یا پلی سیلوکسان)می نماید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا