معاملات در بازارForex

نمودار ها و تایم فریم در تحلیل تکنیکال

آموزش تحلیل تکنیکال؛ انواع نمودار – بخش دوم

به طور کلی در تحلیل تکنیکال با توجه به هدف معامله‌گر سه نوع نمودار پر کاربرد وجود دارد: نمودارهای خطی، نمودارهای میله‌ای و نمودارهای شمعی. قبل از اینکه به هر یک از این موارد بپردازیم، نمودارهای OHLC را بررسی می‌کنیم.

نمودار OHLC

قابلیتی که نمودارهای OHLC در اختیار معامله‌گر می‌گذارند این است که نوسان قیمت را در قالب یک میله و یا شمع در دوره خاصی به ما نشان می‌دهند؛ چیزی که در نمودارهای خطی امکان مشاهده آن وجود ندارد. کلمه OHLC از قرار دادن نام اول کلمات زیر بدست می‌آید: Open یا قیمت آغازین High یا بالاترین قیمت معامله شده Low یا پایین‌ترین قیمت معامله شده Close یا قیمت بسته شدن موارد ذکر شده را در ادامه بر روی نمودارهای شمعی و میله‌ای بررسی خواهیم کرد.

تایم‌ فریم (بازه زمانی)

قبل از وارد شدن به بحث انواع نمودارها، با مفهوم تایم‌فریم یا بازه زمانی باید آشنا شوید. تایم‌فریم به معنی یک دوره زمانی است که طول زمانی معینی دارد و در زمان مشخصی شروع و پایان می‌یابد. هر تایم‌فریم با توجه به نوع نمودار می‌تواند یک نقطه، یک شمع (کندل) و یا یک میله را نشان دهد. هر تایم‌فریم کوچکترین بخش نمودار است که اطلاعاتی نظیر قیمت آغازین معامله، قیمت بسته شدن و بالاترین و پایین‌ترین قیمت را در اختیار معامله‌گر قرار می‌دهد؛ البته اطلاعات بدست آمده از هر تایم‌فریم، به نوع نمودار نیز بستگی دارد. ‎با این توضیحات به سراغ انواع نمودارها می‌رویم.

نمودار خطی (Line Chart)

نمودارهای خطی ساده‌ترین نمودارها در تحلیل تکنیکال هستند و تنها قیمت بسته شدن معاملات را در هر تایم‌فریم ثبت می‌کنند. مثلا نمودارهای خطی در تایم‌فریم یک روزه، در هر روز تنها یک نقطه بر روی نمودار نشان می‌دهند و این نقطه آخرین قیمت معامله شده در آن روز است. با اتصال نقاط بدست آمده از هر روز، نمودار خطی در تایم‌فریم یک روزه به دست خواهد آمد.

نقطه ضعف این نمودار این است که تنها قیمت نهایی را ثبت می‌کند؛ یعنی اینکه تمامی معاملات انجام شده در یک روز ارزشی ندارد و تنها آخرین قیمت آن روز در نمودار خطی ارزشمند است. اغلب معامله‌گران برای تایید شکست‌های حمایتی و مقاومتی از قیمت بسته شدن استفاده می‌کنند، برای همین نیز این قیمت اهمیت بیشتری دارد.

هرچند می‌توان از قیمت‌های دیگری نظیر قیمت آغازین یا میانگین بالاترین و پایین‌ترین قیمت‌ها نیز استفاده کرد، اما پیشنهاد می‌شود درصورتی که می‌خواهید از نمودار خطی جهت تحلیل استفاده کنید، آن را روی حالت پیش‌فرض یعنی قیمت بسته شدن قرار دهید.

نمودار میله‌ای (Bar Chart)

در نمودارهای میله‌ای هر تایم‌فریم یک میله (Bar) را نشان می‌دهد که بالاترین و پایین‌ترین قیمت، قیمت آغازین و بسته شده بر روی هر میله مشخص شده است. یعنی نمودار ها و تایم فریم در تحلیل تکنیکال در نمودار میله‌ای هر میله (Bar) می‌تواند نشان‌دهنده تغییرات قیمتی در بازه یک ساعته (تایم‌فریم یک ساعته)، یک روزه (تایم‌فریم یک روزه) یا یک هفته‌ای (تایم‌فریم هفته‌ای) باشد. اینکه از چه تایم‌فریمی استفاده کنیم به خودمان و استراتژی معاملاتی‌مان بستگی دارد.

هر میله از خطوط عمودی تشکیل شده است که قیمت آغازین و بسته شده در آن با خطوط تیره‌ افقی نشان داده شده و دو سر میله بالاترین و پایین‌ترین قیمت را نشان می‌دهند. قیمت آغازین با خط تیره افقی در سمت چپ و قیمت بسته شده با خط تیره افقی در سمت راست میله نمایش داده می‌شود. میله‌ای که در آن خط افقی سمت چپ بالاتر از خط افقی سمت راست باشد، یا به‌عبارتی دیگر قیمت آغازین بیشتر از قیمت بسته شده باشد، میله نزولی است. برعکس این، یعنی اگر خط تیره چپی پایین‌تر از خط تیره راستی باشد در اینصورت میله صعودی خواهد بود.

رنگ این میله‌ها با توجه به صعودی یا نزولی بودنشان می‌تواند تغییر کند. در نمودار زیر میله صعودی با رنگ سبز و میله نزولی با رنگ قرمز نمایش داده شده است.

نمودار شمعی (Candlestick Chart)

نمودار شمعی نیز به مانند نمودار میله‌ای خصوصیات نمودارهای OHLC را دارد و تنها نقطه تفاوت آن با نمودار میله‌ای در نحوه نمایش هر تایم فریم است. تریدرها در بازار ارزهای دیجیتال برای راحتی کار و تفسیر آسان‌تر معمولاً نمودار کندل‌استیک را جایگزین نمودار میله‌ای می‌کنند.

در این نمودارها در هر تایم ‌فریم یک شمع یا کندل (Candle) نمایش داده می‌شود. به مانند نمودارهای میله‌ای، هر تایم‌فریم می‌تواند نشان‌دهنده یک دقیقه، یک ساعت، یک روز یا یک ماه باشد. همچنین نزولی یا صعودی بودن کندل‌ها را از رنگشان می‌‌توان تشخیص داد. در کندل‌های صعودی (Bullish) قیمت آغازین پایین‌تر از قیمت بسته شده قرار دارد و کندل به رنگ سبز یا بی‌رنگ نمایش داده می‌شود.

در کندل‌های نزولی (Bearish) قیمت بسته شده پایین‌تر از قیمت آغازین قرار دارد و رنگ این کندل‌ها اغلب قرمز یا مشکی است. هر کندل در نمودارهای شمعی از دو بخش تشکیل شده است: 1- بدنه کندل (Body) و 2- سایه (Shadow) که به آن فیتیله (Wick) یا میله هم گفته می‌شود.

بخش سوم آموزش تحلیل تکنیکال؛ مقیاس نمودار و حجم معاملات

The post آموزش تحلیل تکنیکال؛ انواع نمودار – بخش دوم appeared first on نمودار ها و تایم فریم در تحلیل تکنیکال ارزدیجیتال.

نمودار های بلند مدت در تحلیل تکنیکال

معمولا معامله گران تکنیکی بخاطر تمایل به معامله و بازدهی در کوتاه مدت از نمودار های روزانه استفاده می کنند. نمودار های روزانه حاوی اطلاعات نسبتا کمتری از نمودار های بلند مدت در دوره های کوتاه مدتی مثل ۶ ماه هستند.

نمودار های بلند مدت یعنی نمودار های هفتگی و ماهانه دارای اطلاعات بسیار ارزشمند چندین ساله می باشند. همانگونه که در نمودار های روزانه هر کندل نشانگر معاملات در طی یک روز می باشد ، در نمودار های بلند مدت هر کندل نشانگر قیمت معاملات در یک هفته یا یک ماه می باشد.

مهم ترین هدف استفاده از نمودار های بلند مدت بررسی و تحلیل نمودار سهام در افق زمانی گسترده تر می باشد زیرا در نمودار های میان مدت و کوتاه مدت اطلاعات بسیاری نادیده گرفته می شوند.

همانطور که گفتیم اغلب معامله گران از نمودار های روزانه استفاده می کنند و این باعث می شود نمودار های بلند مدت که بسیار سود آور و ارزشمند می باشند نادیده گرفته شوند.

اهمیت و نحوه استفاده از نمودار های بلند مدت

توجه داشته باشید که هر ابزار تحلیل تکنیکالی مانند تعیین روند ، الگو ها ، حمایت و مقاومت ها ، اندیکاتور ها و …. که می توان بر روی نمودار های روزانه انجام داد بر روی نمودار های بلند مدت نیز قابل تعمیم است با این تفاوت که در نمودار های بلند مدت اعتبار بیشتری دارند.

همانطور که گفتیم مهم ترین هدف استفاده از نمودار های بلند مدت تحلیل و بررسی تکنیکالی سهام می باشد و در این امر تشخیص روند از مهم ترین معیار های تکنیکالی محسوب می شود.

روند ها در بلند مدت پایداری بیشتری دارند برای مثال یک روند در نمودار بلند مدت می تواند ۲۰ سال پایداری داشته باشد. تشخیص روند حائز اهمیت بسیاری می باشد و در نمودار های طولانی مدت آسان تر نیز می باشد.

روند های بلند مدت مشکل احتمال تصادفی بودن معاملات را برطرف کردند. برای مثال یک سهام ممکن است در کوتاه مدت چند روزه یا چند ساعته به هر دلیلی بطور تصادفی در روند مثبت یا کاهش حرکت کند اما هیچ سهامی یک یا ۲ سال بطور تصادفی حرکت نمی کند. برای همین است که می گوییم الگو ها و تحلیل ها در بلند مدت از اعتبار بیشتری برخوردارند.

یکی از روش های استفاده از نمودار های بلند مدت ، تحلیل در بلند مدت و سپس تحلیل در کوتاه مدت است. برای مثال ابتدا روند کلی در ۲ سال را پیش بینی کرده و سپس به تحلیل ماهیانه ، هفتگی ، روزانه و حتی تایم فریم های کوچک تر می رسیم.

اگر علاقه مند به آگاهی در مورد بازه های زمانی در بورس هستید، پیشنهاد می کنیم : تایم فریم یا چارچوب زمانی چیست؟! را از دست ندهید.

چند مثال برای تحلیل تکنیکال در نمودار های بلند مدت

در تصویر زیر شاهد کانال صعودی در نمودار هفتگی نماد همراه می باشیم که پس از چندین مرتبه نوسان در این کانال قیمت خط بالایی کانال یعنی مقاومت خود را شکسته. این کانال از سال ۹۴ تا اواسط ۹۷ اعتبار داشته که نشان از پایداری در نمودار های بلند مدت است.

نکته آموزشی دیگر در این مثال تبدیل شدن خط مقاومت به حمایت پس از شکسته شدن است.

نمودار های بلند مدت

در تصویر زیر نیز که از نمودار هفتگی نماد همراه است شاهد یک مثلث متقارن هستیم. مثلث متقارن از الگوهای مهم ادامه دهنده در تحلیل تکنیکال می باشد و در این مثال نیز قبل و بعد از مثلث شاهد روند صعودی هستیم.

اگر به مطالعه بیشتر درباره الگو های ادامه دهنده تمایل دارید در مقاله الگو های ادامه دهنده در تحلیل تکنیکال با ما همراه باشید.

نمودار های بلند مدت

در تصویر زیر که از نمودار هفتگی نماد خساپا می باشد شاهد مقاومت سهم در ۱۵۰ تومان هستیم که از بهار سال ۹۴ تا به زمان نوشتن این مقاله (خرداد ۹۸) پایدار بوده. در ۴ مرتبه ای که نمودار به مقاومت رسیده قادر به شکستن آن نبوده.

نمودار های بلند مدت

نکات نمودار های بلند مدت

در تحلیل نمودار های بلند مدت نیازی نیست که تورم را دخیل کنیم زیرا نمودار قیمت سهام در طول زمان با نرخ تورم تطبیق پیدا می کند و این مسئله را در خود حل می کند. جمله معروف در تحلیل تکنیکال می گوید که “نمودار قیمت همه چیز را در خودش لحاظ می کند”.

استفاده از نمودار های بلند مدت برای تحلیل و تشخیص روند بسیار مناسب می باشند اما برای تعیین نقطه ورود و خروج مناسب نیستند و باید از تحلیل در افق های زمانی کوچک تر استفاده کرد.

آشنایی با نمودارهای خطی ،میله ای و شمعی در تحلیل تکنیکال

الگوی سر و شانه در تحلیل تکنیکال

تحلیل بازارهای مالی به دو شاخه اصلی تقسیم می‌شوند. تحلیل فاندامنتال (Fundamental) و تحلیل تکنیکال (Technical). در تحلیل فاندامنتال، معمولا تحلیل‌گران آن، سرمایه گذاران بلند مدتی هستند که بیشتر توجه آن‌ها سمت ارزش سهام با توجه به آنالیز و تحلیل مسائل اقتصادی و آمارهای مالی شرکت‌ها و صندوق‌ها است.

در این تحلیل، وضعیت یک سهم یا وضعیت شبکه یک ارز دیجیتال بررسی و اخبار و رویدادهای آن که شامل آپدیت‌ها و به‌روزرسانی‌ها، گردهمایی‌ها، انتقال به شبکه اصلی ، قیمت لحظه‌ای و… است، پیگیری می‌شود.

در تحلیل تکنیکال با استفاده از نمودار و اطلاعات مربوط مثل حجم و قیمت و همین طور ابزارهای مختلف و تکنیک‌ها، به تحلیل و ارزیابی وضعیت کلیی سهام و بازار مالی می‌پردازند.

به بیان دیگر این نوع تحلیل، یک استراتژی برای انجام معاملات است که روند سرمایه گذاری و فرصت‌های ایجاد شده معامله را با تجزیه و تحلیل آمارهای ارزیابی می‌کند.

به عقیده تحلیل گران تکنیکال، قیمت کنونی بازار، یک توافق لحظه‌ای درباره ارزش یک سهم یا دارایی را نشان می‌دهد. قیمت فعلی بازار همان قیمت یا هزینه‌ای است که یک خریدار حاضر است برای خرید آن سهم، پرداخت کند و یا فروشنده به آن قیمت سهم یا دارایی خود را به فروش برساند.

نمودارهای تحلیل تکنیکال

در تحلیل تکنیکال، قیمت‌ها به شکل نمودار به معامله‌گران و تحلیل‌گران نمایش داده می‌شود. در نمودار ها و تایم فریم در تحلیل تکنیکال نمودارهای تحلیل تکنیکال محور افقی یا محور x، زمان و محور عمودی یا محور y، قیمت در آن لحظه را نشان می‌دهد. میله‌های حجم معاملات در پایین یا زیر نمودار افزوده خواهند شد.

نمودارهای مورد استفاده در تحلیل تکنیکال

نمودار یک ابزار عالی برای ارائه گزارش در مورد مسائل و موضوعات مختلف است که می‌تواند تاثیر بسیار زیادی در بالا بردن دانش و آگاهی نسبت به آن موضوع مطرح شده، داشته باشد. اگر شخصی دانش نمودار ها و تایم فریم در تحلیل تکنیکال و اطلاعات کافی در خصوص مطالعه نمودارها داشته باشد، می‌تواند وضعیت قیمت‌ها در آینده را نیز پیش‌بینی کند.

سه نوع نمودار در تحلیل تکنیکال استفاده می‌شود. نمودار خطی، میله‌ای و شمعی.

نمودار خطی

ساده ترین و ابتدایی ترین نمودار تحلیل تکنیکال، نمودار خطی است. در این نوع نمودارها، قیمت نهایی هر قسمت از زمان یا تایم فریم با یک خط به هم متصل می‌شوند. از نمودار خطی برای مشخص شدن تغییرات قیمت یک سهم استفاده می‌شود. تمرکز در این نوع نمودار بر روی قیمت‎‌های پایانی است.

در نمودارهای خطی فقط قیمت‌های بسته شدن یک بازه معاملاتی نشان داده می‌شود. نمودارهای خطی اطلاعاتی در مورد جزئیات دامنه نوسان معامله در بازه‌های زمانی مشخص را به ما نشان نمی‌دهد. هم چنین این نمودار قیمت‌های بالا و قیمت‌های پایین و باز را نیز نمایش نمی‌دهد.

ویژگی ‌های نمودار خطی

نمودار خطی یکی از انواع پرطرفدار و پر استفاده در تحلیل تکنیکال است که کاربران زیادی از آن استفاده می‌کنند. این نمودار به دلیل ساختار ساده آن، قابلیت درک آسان درباره تغییرات و نوسانات قیمت‌ها در مدت زمان مشخص را دارا است. در زمانی که تحلیل‌گران روی قیمت‌های پایانی به توافق رسیده‌اند، استفاده از این نوع نمودار بسیار کاربرد دارد.

نمودار میله‌ای

این نوع نمودار علاوه‌بر نمایش دادن قیمت در هر دوره زمانی قابلیت نمایش دادن قیمت بالا و قیمت پایین و قیمت باز را هم دارد. نمودار میله‌ای با اضافه شدن اطلاعات مهم‌تر و جامع‌تر به هر نقطه داده در نمودار خطی، به دست می‌آید.

این نوع نمودار تحلیل تکنیکال از یک سری خطوط عمودی ساخته می‌شود که هر نقطه داده را به نمایش می‌گذارد. قیمت باز و قیمت بسته روی خط عمودی و با علامت زدن خط تیره افقی نمایش داده می‌شود.

قیمت بسته با خط تیره‌ای در قسمت راست خط عمودی نشان داده می‌شود و قیمت باز نیز در قسمت چپ خط عمودی نمایش داده می‌شود.

ویژگی ‌های نمودار میله ‌ای

نمودار میله‌ای یکی از پر استفاده‌ترین نمودارهای تحلیل تکنیکال مورد استفاده در ایالات متحده آمریکا به شمار می‌رود. در بورس‌های مختلف آمریکا، بسیاری از تحلیل‌گران بورس از این نمودارهای تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند.

قیمت بالا یا High Price در بالا یا نوک هر خط عمودی یا میله و قیمت پایین یا Low Price در قسمت پایینی خط عمودی یا ته میله قرار داده می‌شود. قیمت بسته یا قیمت پایینی یا Close Price خط تیره کوچک موجود در سمت راست میله یا خط عمودی قرار دارد.

همچنین قیمت باز یا Open Price خط تیره کوچک موجود در سمت چپ میله یا خط عمودی است. وضعیتی که قیمت پایانی نسبت به قیمت باز دارد برای تحلیل‌گران و سرمایه گذاران اهمیت ویژه‌ای دارد و با استفاده از شکل خطوط عمودی می‌توانند قیمت سهام را ارزیابی کنند.

نمودار شمعی

تفاوت نمودار شمعی با نمودار میله‌ای این است که نمودار شمعی در مقایسه با نمودار میله‌ای، از نظر کاربران و تحلیل‌گران از نظر بصری جالب‌تر و تفسیر آن آسان‌تر است. در این نوع نمودار تحلیل‌گران به آسانی می‌توانند رابطه بین قیمت آغازین و پایانی و همچنین بالاترین و پایین ترین قیمت را ارزیابی کنند.

در نمودار شمعی هرکدام از شمع‌ها آماری مرتبط به حرکات قیمت ارائه می‌دهند که رمزگشایی آن‌ها در نمودار بسیار ساده و آسان است. به طور معمول کندل صعودی بصورت توخالی یا سفید و کندل نزولی به رنگ مشکی نمایش داده می‌شود.

ویژگی ‌های نمودار شمعی

نمودار میله‌ای یکی از پر استفاده‌ترین نمودارهای تحلیل تکنیکال مورد استفاده در ایران به شمار می‌رود. در نمودار شمعی نیز مثل نمودار میله‌ای، بالا یا سر شمع نشان‌دهنده بالاترین قیمت و قسمت پایینی یا ته شمع هم نشان‌‌دهنده پایین‌ترین قیمت است. نام دیگر نمودار شمعی کندل استیک است.

فاصله بین قیمت باز و پایانی به وسیله بدنه شمع مشخص می‌شود. در صورت کمتر بودن قیمت پایانی از قیمت باز، حالت کاهشی در نمودار تحلیل تکنیکال شمعی به وجود می‌آید. در این صورت نمایش بدنه شمع به صورت سیاه یا توپر است.

حالت افزایشی هم وقتی رخ خواهد داد که قیمت پایانی بالاتر از قیمت باز باشد. در این صورت نمایش شمع به صورت توخالی یا سفید رنگ خواهد بود.

جمع بندی

در این مطلب سعی شد تا شما را با سه نوع از نمودارهایی که در تحلیل تکنیکال مورد استفاده تحلیل‌گران قرار می‌گیرد آشنا کنیم.

آشنایی بیشتر با انواع نمودار های تکنیکال می‌تواند باعث شود تا به خوبی با به‌کارگیری اصول تحلیل پیش‌بینی خوب و مناسبی نسبت به آینده قیمت‌ها و گرفتن تصمیمات مهم مالی داشته باشید. امیدواریم این مطلب برای شما مفید واقع شده باشد.

تحلیل تکنیکال فارکس | آموزش تحلیل تکنیکال در فارکس

تحلیل تکنیکال کالبدی است که معامله گران، رفتار قیمت را در آن مطالعه می کنند. تئوری آن به این صورت است که هر شخصی می تواند با مشاهده رفتار تاریخی قیمت، وضعیت روند موجود و حرکات بالقوه قیمت را، مشخص کند.

تحلیل تکنیکال در یک جمله کوتاه، هنر خواندن و تفسیر کردن نمودارها است.

به شخصی که از تحلیل تکنیکال استفاده می کند، تحلیل گر تکنیکال گفته می شود. به تریدرهایی که از روش تکنیکال استفاده می کنند نیز، تریدر تکنیکال می گویند.

دلیلی که تریدرها از تحلیل تکنیکال استفاده می کنند این است که به صورت تئوری باور دارند تمام اطلاعات موجود مارکت در قیمت مشهود است. در حقیقت تحلیل تکنیکال، مطالعه قیمت ها با ابزار ساده ای همچون نمودار است.

مطالبی که قصد داریم در این مقاله آموزشی برای شما شرح دهیم به ترتیب زیر است: تحلیل تکنیکال در فارکس چیست، شباهت بازار فارکس و زندگی انسان، اساس تحلیل تکنیکال، پشت تحلیل های تکنیکال چه می‌گذرد، چگونه نمودار ها و تایم فریم در تحلیل تکنیکال با تحلیل تکنیکال در فارکس سود کسب کنیم، مزایا و معایب تحلیل تکنیکال در فارکس، ۳ اصل اساسی در تحلیل تکنیکال در فارکس، نتیجه گیری.

تحلیل تکنیکال در فارکس چیست؟

تحلیل تکنیکال مطالعه رفتار تاریخی قیمت برای تشخیص الگوها و تعیین احتمالی حرکات آینده مارکت از طریق مطالعه تکنیکال، اندیکاتورها و دیگر ابزارهای تحلیلی است. تحلیل تکنیکال در واقع یک نظم معاملاتی است.

تحلیل تکنیکال به زبان ساده، بررسی قیمت تاریخی یک دارایی در جهت تعیین قیمت آینده همان دارایی است. تحلیل تکنیکال دو چیز را برای ما مشخص می کند: 1- روند 2- خطوط حمایت و مقاومت از طریق نمودارهای قیمت در تایم فریم های متفاوت.

همانطور که می دانید مارکت در 3 جهت حرکت می کند: بالا، پایین و خنثی. قیمت ها به صورت زیگزاگ حرکت می کنند و رفتار قیمت در واقع فقط نشانگر دو حالت است: یا خنثی هستند و یا دارای روند هستند.

دلیل اهمیت تحلیل تکنیکال این است که نه فقط به شما نشان می دهد که چه وقت و کجا وارد مارکت شوید بلکه مهم تر اینکه، کی و کجا از مارکت خارج شوید.

adca

شباهت بازار فارکس و زندگی انسان

زندگی هر یک از ما انسان ها تا بدین لحظه، دستخوش حوادث مختلفی شده است. این یک مسئله غیر قابل اجتناب است. چه کسی می تواند ادعا کند که در زندگی اش، روزهای بد را تجربه نکرده است.

انسان ها در سفر زمینی اشان از بدو تولد تا مرگ، لحظات خوب و بدی را تجربه می کنند. اگر نگاهی به نقاش بزرگ عالم؛ خداوند مهربان بیاندازیم، می بینیم که به خوبی این لحظات را برای ما ترسیم کرده است.

فصل ها شامل بهار، تابستان، پاییز و زمستان هستند. خود همین مسئله گویای فراز و نشیب زندگی ما انسانها است. ما رویش را تجربه می کنیم و سپس وارد فصل گرما می شویم. بعد از آن پاییز و در انتها سرمای زمستان را خواهیم دید.

زندگی شامل روز و شب، سیاه و سفید، گرما و سرما، تولد و مرگ و غیره می باشد. بازار فارکس نیز از این موضوع مستثنی نیست. کدام تریدر را می شناسید که همیشه معاملاتش سودده بوده باشد!

با نگاهی به نمودارهای بازار فارکس می بینیم که حتی خطوط درون آنها، بالا و پایین شدن را تجربه می کنند. گاهی هم بدون روند و خنثی هستند و یا دوران رکود را تجربه می کنند. چه شباهت شگفت انگیزی بین زندگی ما انسانها و بازار فارکس مشاهده می شود.

بازار فارکس بزرگترین بازار مالی جهان است. این مارکت غیر متمرکز، با گردش مالی روزانه بالای 6.6 تریلیون دلار، فرصتی بی نظیر برای سود آوری در خدمت معامله گان گذاشته است.

ولی این بازار نیز مثل هر چیز دیگری، نیاز به آموزش و تمرین و تکرار دارد. در این بین درست مثل زندگی ما انسانها، فراز و نشیب هایی نیز وجود دارد. ولی موفق های این بازار کسانی هستند که آموزش صحیح می بینند. آنها اصول مدیریت سرمایه را می آموزند.

حد ضرر و حد سود را به اجرا می گذارند. آنها برای معاملاتشان، استراتژی دارند. آنها صبور هستند و از شکست ها یا ضررهایشان درس می گیرند.

forex and human life

اساس تحلیل تکنیکال

اساس تحلیل تکنیکال بر پایه نظریه داو است. این تئوری بین سالهای 1850 تا 1900 توسط چارلز داو، گسترش یافت. چارلز داو اولین ویراستار روزنامه وال استریت ژورنال و موسس کمپانی داو جونز بود. این قوانین تریدرها را راهنمایی می کند تا بر اساس اصول رفتار قیمت مثل نوع روند، فاز حرکات قیمت و تاثیرات اخبار معامله کنند.

تحلیل تکنیکال خلاصه می شود در تفسیر و خواندن الگوهای روی چارت ها. این خواندن، مربوط می شود به گذشته چارت تا پیش بینی آینده آن. معامله گران تکنیکال، حرکات گذشته و رفتار قیمت دارایی مورد نظرشان را به دقت رصد می کنند.

آنها بر این باورند که تاریخ تکرار می شود. این مسئله بدین مفهوم است که هر آنچه در گذشته این دارایی مشاهده می شود، می تواند در آینده هم تکرار شود. تکنیکالیست ها، باور دارند آینده می تواند در گذشته دیده شود.

آنها برای این منظور، ابزارهای خاصی دارند. این ابزارها شامل اندیکاتورها و الگوهای مشخصی می شود که روی نمودارها عیان می شود. بر خلاف تحلیلگران بنیادی که باور دارند داده های اقتصادی روی مارکت تاثیر می گذارد، معامله گران تکنیکال می گویند تمام آنچه ما نیاز داریم در قیمت لحاظ شده است، قیمت ها بر اساس روندها حرکت می کنند و تاریخ تکرار می شود.

پشت تحلیل های تکنیکال چه می گذرد؟

این دو کلمه (تحلیل تکنیکال) می توانند تصاویر زیادی را در ذهن شما ایجاد کنند. نمودارهای رنگی در رایانه ها، بسیاری از خطوط افقی و شیب دار و منحنی های موجود در آن نمودارها، میله های رنگارنگ بالا و پایین و نام دارایی مورد علاقه شما که قرار است آن را ترید کنید.

اما درست پشت این چارت ها، نام یک دارایی مثل ارز، طلا، سهام و غیره وجود دارد. این نمودارها به زبان خاصی صحبت می کنند که اگر آن را ندانید، متوجه چرایی آنها نخواهید شد. نام زبان خاص این دارایی ها، تحلیل تکنیکال است.

به طور عمومی، تکنیکالیست ها بر این باورند که چارت ها خودشان صحبت می کنند. دلیل این باور هم این است که آنها می توانند آینده قیمت را بر اساس گذشته آن، پیش بینی کنند. ولی بزرگان بازار توصیه می کنند قبل از هرگونه تریدی، باید تحلیل تکنیکال را با تحلیل بنیادی ترکیب کرد.

قیمتهای مارکت در واقع در روندها دیده می شوند. بر اساس نظریه داو، سه نوع حرکت در روندها دیده می شود: حرکات ابتدایی که می توانند از یک تا چند سال به طول بیانجامند.

واکنش ثانویه که بین ده روز تا یک سال می باشد و حرکات کوچک که از چند ثانیه شروع می شود و تا چند روز طول می کشد. نکته جالبی که در پشت تحلیل های تکنیکال وجود دارد، تکرار شوندگی آنها است.

تحلیلگران بازار بر این باورند که الگوهای قیمت تمایل دارند در آینده نیز تکرار شوند. به نمودار ها و تایم فریم در تحلیل تکنیکال همین دلیل است که تکنیکالیست ها، گذشته قیمت را بررسی می کنند. سپس با استفاده از ابزارهای خوبی که در پلتفرم معاملاتی شان وجود دارد، زمان ورود و خروج به یک دارایی را مشخص می کنند.

چگونه با تحلیل تکنیکال در فارکس، سود کسب کنیم؟

برای کسب سود در فارکس توسط تحلیل تکنیکال، باید گامهای متفاوتی را برداریم. خود کلمات تحلیل تکنیکال بدون استفاده و به کار گیری این گامها، کاری برای شما انجام نمی دهد.

1- گام اول تشخیص روند است. شما باید با استفاده از ابزارهای تحلیل تکنیکال مثل خطوط روند و میانگین های متحرک، روند اصلی دارایی مد نظرتان را مشخص کنید. مثلا یک راه ساده برای تشخیص روند، استفاده از دو میانگین متحرک است. زمانی که این دو MA یکدیگر را قطع کردند، هشداری جدی مبنی بر تغییر روند است.

2- استفاده از ابزارها و اندیکاتورهای مختلف روی نمودار مثل، خطوط حمایت و مقاومت. با نصب این خطوط ساده، ما به راحتی تشخیص می دهیم که روند قرار است به کدام جهت برود. یادتان باشد تشخیص درست روند مثل پیدا کردن آب خنک بعد از یک تشنگی طولانی مدت است.

3- یادگرفتن درباره الگوهای قیمتی یکی دیگر از روشهای کسب سود از تحلیل تکنیکال است. این الگوها، شامل الگوهای شمعی-ژاپنی و یا ادامه دار و برگشتی هستند. شما با دیدن آنها متوجه می شوید که آیا بازار قرار است به مسیر خود ادامه دهد یا از همان جا باز گردد.

4- یکی دیگر از این گامها که شما را به سودآوری بیشتر نزدیک می کند، یادگیری تئوری های موجود در تحلیل تکنیکال است. یکی از این تئوری ها، موج های الیوت است.

5- ابزارهای موثر بعدی، استفاده از نوسان گرها و اندیکاتورهای مختلف است. به عنوان مثال: RSI، MA، Bollinger Bands، Stochastics و غیره است. و در انتها فاکتورهای بسیار حیاتی مثل: مدیریت ریسک، نمودار ها و تایم فریم در تحلیل تکنیکال استفاده از دستورات حد ضرر و حد سود، داشتن یک سیستم معاملاتی بر پایه استراژی مناسب با روحیه و شخصیت تان و غیره.

behind technical

مزایا و معایب تحلیل تکنیکال در فارکس

روش تحلیل تکنیکال، مثل هر چیز دیگر محاسن و معایبی دارد. تحلیل تکنیکال نیز 100 درصد درست نیست. خیلی مهم است که محاسن و معایب آن را بدانیم.

محاسن تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال تصویر واضحی از دارایی مورد نظر را به ما نشان می دهد. دلیل این مسئله این است که تحلیل تکنیکال، روی حرکات قیمت از گذشته تا به حال، متمرکز است. عینی است به این معنی که داده ها را روی چارت می بینیم.

تحت تاثیر احساسات بازار است. قیمت ها در بازار فارکس به علت اینکه تحت تاثیر احساسات انسان ها می باشند، خودشان را روی چارت نشان می دهند. دارای الگو هستند. به دلیل اینکه در تحلیل تکنیکال ما با یک سری الگو سروکار داریم، کار را برای ما ساده تر کرده اند.

این الگوها ساده هستند. برای اینکه بازار را تحلیل کنید، نیازی نیست که ریاضیات، فیزیک و هندسه خوانده باشید. انعطاف پذیر هستند. تحلیل تکنیکال بر روی هر داده ای و در هر بازه زمانی، کار می کند.

معایب تحلیل تکنیکال

اولین عیب آنها این است که در روندهای طولانی ماندگار نیستند. دلیل این مسئله این است که ما وقایع سیاسی، تصمیمات بانکهای مرکزی، بحران های اقتصادی و غیره را نمی توانیم پیش بینی کنیم.

عدم قطعیت در سیگنالهایی که می دهند. معمولا در تحلیل تکنیکال، سیگنالها دارای تاخیر هستند. آنها گاها تغییر روندها را دیر به ما نشان می دهند. تحلیل تکنیکال فقط روند عمومی قیمتها را برای یک دوره مشخص در آینده، پیش بینی می کند.

عیب دیگر آنها زیاد بودن اندیکاتورها است. بعضی تریدرها نسبت به حجم زیاد اندیکاتورها، شکایت می کنند. یکی دیگر از معایب آنها، نادیده گرفتن تحلیل بنیادی است. در آخر، مهم نیست که مهارت تحلیل گر تکنیکال چه اندازه است، چرا که تحلیل تکنیکال یک کار ذهنی است و کسی که تصمیم نهایی را می گیرد نیز، یک انسان است.

اگر شما کنترل روان و ذهن خود را نداشته باشید، مدیریت سرمایه را رعایت نکنید و درباره مهارت های سرمایه گذاری چیزی ندانید، و فقط بر تحلیل تکنیکال تکیه کنید، مثل این می ماند که فقط با یک بال پرواز می کنید.

charles daw

۳ اصل اساسی در تحلیل تکنیکال در فارکس

همانطور که پیشتر هم گفته شد، تحلیل تکنیکال سه اصل اساسی دارد: 1- همه چیز در قیمت لحاظ شده است 2- قیمت ها بر اساس روندها حرکت می کنند 3- تاریخ تکرار می شود.

هر آنچه شما نیاز داشته باشید، در قیمت مارکت لحاظ شده است. در واقع به گفته برخی تحلیلگران این اصل، پایه و اساس تحلیل تکنیکال است. منظور این گفته این است که تمام فاکتورهای دیگر مثل: مسائل سیاسی، بنیادی و یا ژئوپلیتیکی در قیمتی که شما روی چارت می بینید، وجود دارد.

همیشه در مارکت ما شاهد نبرد بین عرضه و تقاضا هستیم. اگر تقاضا زیاد شود، قیمت بالا می رود و بالعکس. هر اتفاقی که برای عرضه و تقاضا بیافتد، روی نمودار خودش را نشان می دهد.

یادتان باشد به عنوان یک تحلیلگر تکنیکال، مادامی که بر این باور باشید که همه چیز خودش را در قیمت نمایان می کند، موفق خواهید بود. اصل دوم نیز، نکته بسیار ضروری و حائز اهمیتی دارد.

تحلیلگران تکنیکال بر این باورند که قیمت ها بر اساس روند ها حرکت می کنند. یادتان باشد که دلیل ترسیم چارت های قیمتی، شناسایی روند و پیش بینی جهت حرکت روند است. اصل آخر، تاریخ تکرار می شود. اگر به نمودارهای گذشته یک دارایی نگاهی بیاندازید، متوجه تاثیر عوامل آن ایام روی نمودار می شوید. این موضوع بیانگر روانشناسی بازار است.

اصل سوم تحلیل تکنیکال در واقع می خواهد به ما نشان دهد که همانگونه که الگوها در گذشته به خوبی عمل کرده اند، در آینده نیز به همان خوبی واکنش نشان خواهند داد. در واقع پایه و اساس این فرضیه، اصول روانشناسی است.

نتیجه گیری

یادتان باشد تحلیل تکنیکال یکی از روش های بسیار قدرتمند موجود در بازار فارکس برای پیش بینی حرکات قیمت است. در واقع خیلی ها معتقدند بهتر است به جای کلمه پیش بینی، بگوییم احتمالات آینده بازار را به ما نشان می دهد.

تحلیل تکنیکال حرف آخر را نمی زند و بهتر است برای به دست آوردن نتایج بهتر، از ترکیب تحلیل تکنیکال، فاندامنتال و احساسات بازار استفاده شود. بسیاری از حرفه ای بازار، این سه روش تحلیل را مثل یک سه پایه می دانند.

استفاده از تحلیل تکنیکال در بازار فارکس (بازار مبادلات ارز)

همانطور که نمودار ها و تایم فریم در تحلیل تکنیکال در درس دوم اشاره شد، تحلیل تکنیکال بررسی نمودار قیمت و شناسایی الگوهای قیمتی در جهت پیش بینی حرکت های آینده بازار می باشد. مهمترین ابزار یک تحلیل گر تکنیکال (Technical Analyst) نمودار تغییرات قیمت می باشد. در این درس انواع نمودارها را خواهیم شناخت و با پایه ای ترین ابزار تحلیل آنها یعنی خطوط حمایت – ساپورت (Support) و خطوط مقاومت – رزیستانس (Resistance) آشنا خواهیم شد.

بهتر است در همین ابتدای کار با اصطلاح بازه زمانی – تایم فریم (Time Frame) آشنا شوید. همانطور که از اسم آن پیدا است بازه زمانی اشاره دارد به مدت زمانی که تغییرات قیمت در آن ثبت می شود. به عنوان مثال اگر قیمت را در پایان هر هفته بر روی نمودار ثبت کرده و این نقاط را به هم متصل کنیم، نموداری به دست می آید که می گوییم بازه زمانی آن هفتگی است و یا اگر این کار را برای هر ساعت انجام دهیم، یعنی قیمت را در پایان هر ساعت بر روی نمودار ثبت کنیم، نموداری با بازه زمانی یک ساعته به دست می آوریم.

آشنایی با انواع نمودارها – چارت

نمودارها اصلی ترین ابزار تحلیل تکنیکال می باشند. هر نمودار از دو پارامتر اصلی تشکیل شده، قیمت و زمان. قیمت در محور عمودی نمودار و زمان در محور افقی قرار دارد.
قیمت در هر نموداری برگرفته از ارزش شاخص، کالا یا ارزش ارز اول نسبت به ارز دوم می باشد.
زمان نیز بازه زمانی هر نمودار را نمایش می دهد بازه های زمانی نمودارها از تیک چارت (تغییر لحظه ای قیمت) تا نمودارهای ساعتی، روزانه و حتی ماهانه می تواند متغیر باشند. تغییرات قیمت در بازه های مختلف نمودار به اشکال متفاوتی نمایش داده می شود. اما در کل ماهیت تفسیر نمودارها در بازه های مختلف تفاوت چندانی ندارد.

نمودارهای میله ای – بار چارت (BarChart)

معمولا در آموزش نمودارها، ابتدا نمودار خطی را بیان می کنند اما ترجیح می دهم که ابتدا شما را با نمودار میله ای آشنا کنم. قبل از اینکه وارد جزئیات یک نمودار میله ای شویم مایل هستم شما را با مفهوم تایم فریم (TimeFrame) یا بازه زمانی آشنا کنم. هر نمودار قیمت، بنا به انتخاب کاربر می تواند بازه های زمانی متفاوتی را نشان دهد از بازه یک دقیقه ای (یا تیک چارت) تا بازه زمانی هفتگی و حتی ماهیانه. وقتی که شما برای نمودار خود تایم فریم یک روزه را انتخاب می کنید، یعنی هر واحد بر روی محور زمان (محور افقی) نشان دهنده یک روز است. به همین ترتیب اگر تایم فریم یک ساعته را انتخاب کنید، هر واحد بر روی محور افقی نمودار برابر یک ساعت خواهد بود.

به بحث اصلی در مورد نمودار میله ای برگردیم. اگر به تصویر زیر توجه شود (شکل ظاهری یک نمودار میله ای) نمودار میله ای از تعداد زیادی از این میله ها (Bars) تشکیل شده که هر کدام از اینها، تغییرات قیمت را در بازه زمانی انتخاب شده نشان می هند. یعنی به طور اجمالی می گویند که در بازه زمانی مورد نظر چه اتفاقی روی داده و چه تغییراتی در آن ایجاد شده است.

فرض کنیم بازه زمانی (تایم فریم) یک روزه را انتخاب کرده ایم. در این حالت هر میله نشان دهنده یک روز می باشد. زائده سمت چپ میله قیمت باز شدن (Open Price) را نشان می دهد. یعنی در روز مورد نظر، اولین قیمت چه عددی بوده است. زائده سمت راست قیمت بسته شدن (Close Price) را نمایش می دهد. یعنی قیمت در آخرین لحظه از آن روز را نشان می دهد. نقطه پایینی میله حداقل قیمتی را نشان می دهد که در آن روز وجود داشته است (Low Price) و به همین ترتیب نقطه بالایی میله حداکثر قیمت آن روز را نشان می دهد( High Price). حالا دوباره به شکل ظاهری یک میله از نمودار میله ای نگاه کنید و سعی کنید مطالب گفته شده را به خاطر بسپارید. با کمی دقت متوجه می شوید که اگر در یک میله (Bar) قیمت باز شدن (Open) پایین تر از قیمت بسته شدن (Close) باشد، یعنی در آن بازه زمانی قیمت صعود کرده و یا بالعکس. این چهار قیمت برای هر بازه زمانی بسیار مهم هستند و بعد ها استفاده زیادی از آنها خواهیم کرد. پس حتما مفهوم High، Low، Open، Close را به خوبی یاد بگیرید.

نمودارهای خطی – لاین چارت (Line Chart)

نمودار خطی ساده ترین نوع نمودار می باشد. در این نوع از نمودار، قیمت های Close در هر بازه زمانی به هم متصل شده و نمودار را به وجود می آورند و در این نمودار نمی توانیم قیمت Open، High، Low را مشاهده کنیم.

نمودارهای شمعی – کندل استیک چارت (CandleStick Chart)

نمودار شمعی (Candlestick) یکی از پر کاربردترین نمودارها می باشد که در واقع نسخه تکامل یافته نمودار میله ای است. از این نوع نمودار ژاپنی ها در قرن هجدهم استفاده می کرده اند که تاریخچه آن در نوع خود جالب است.

همانطور که در نمودار میله ای هر میله نشان دهنده تغییرات قیمت در یک بازه زمانی بود، در نمودار کندل استیک Candlestick نیز هر کندل نشان دهنده قیمت باز شدن، بسته شدن، قیمت حداکثر و قیمت حداقل در بازه زمانی مورد نظر است. همانطور که در شکل ظاهری یک کندل مشاهده می کنید، هر کندل شامل یک قسمت پهن (بدنه یا Body) و دو خط نازک در بالا و پایین (Shadow) است. فاصله بین قیمت Open و قیمت Close بدنه را تشکیل می دهد و قیمت High و Low را خط های باریک (سایه و Shadow نیز خوانده می شوند) نمایش می دهند.

علت اینکه آنقدر افراد نمودار کندل استیک را بر نمودار میله ای ترجیح می دهند این است که در نمودار شمعی، صعودی و نزولی بودن قیمت در هر بازه زمانی به راحتی قابل تشخیص است. معمولا کندل های صعودی – بولیش کندل (Bullish Candle) با رنگ سبز، سفید، آبی و یا توخالی نمایش داده می شوند و کندل های نزولی – بریش کندل (Bearish Candle) با رنگ مشکی، قرمز، قهوه ای و یا توپُر نشان داده می شوند.

شکل ها و الگوهایی که کندل ها با قرار گرفتن در کنار یکدیگر ایجاد می کنند مطالب بسیاری را بیان می کنند که بعد ها مفصل به آنها خواهیم پرداخت.

آشنایی با تعریف ساپورت و رزیستانس S&R

به طور کلی برای هر معامله، نیاز به سه فاکتور می باشد تایین جهت، نقاط خروج (حدضرر و حدسود) و حجم. در گذشته در مورد تکنیک های مدیریت سرمایه و تعیین حجم معامله به تفصیل صحبت کردیم اما دو فاکتور دیگر چیست ؟ مهمترین هدف هر تریدر برای افزایش سرمایه تشخیص جهت بازار می باشد جهت از آن رو حائز اهمیت است که سود معامله گران از تشخیص درست جهت ساخته می شود تنها هدف باید این باشد که تریدر جهت غالب خریداران یا فروشندگان را تشخیص دهد و همسو با آنان وارد بازار شود. از آنجا که پویایی بازار فارکس یعنی حجم و تعداد زیاد خریداران و فروشندگان از تغییرات قیمت ها و جهات آنها ناشی می شود تشخیص نقاط تغییر قدرت بین خریداران و فروشندگان از مهم ترین مباحث تحلیل تکنیکال می باشد. بنابراین نقاط تغییر جهت روند اصلی قیمت از صعودی به نزولی و یا از نزولی به صعودی از اهمیت بالایی برخوردار است. نقاط حداقل (Minimum) که روند نزولی قیمت با برخورد به آنها تغییر جهت داده و به روند صعودی تبدیل می شود را نقاط حمایت یا Support (به اختصارS) می نامیم و به نقاط حداکثر (Maximum) که روند صعودی قیمت با برخورد به آنها تغییر جهت داده و به روند نزولی تبدیل می شود را نقاط مقاومت یا Resistance ( به اختصارR) می گوییم. درک و تشخیص نقاط S و R برای معاملات از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. در پنج درس آینده انواع روش های تشخیص و استفاده از نقاط حمایت و مقاومت توضیح داده خواهد شد.

شناسایی اصول تشخیص ساپورت و رزیستانس S&R

اولین گام برای تشخیص نقاط بازگشت قیمت (S&R) مکان هایی روی نمودار می باشد که در گذشته معامله گران نسبت به آن قیمت ها عکس العمل نشان داده اند عموما از این نقاط در اصطلاح به ساپورت و رزیستنس چشمی یاد می کنند.

همانطور که در شکل مشاهده می شود با دوبار برخورد قیمت به سطح قیمتی خاص زمانی که بار سوم قیمت به این سطوح می رسد حجم زیادی از معاملات خرید به فروش یا بالعکس تبدیل می شود و از همین رو بازار در جهت معکوس حرکت می کند.

اصول استفاده از ساپورت و رزیستنس Support & Resistances

در زمان تشخیص ساپورت S و رزیستنس R می توان با مد نظر قراردادن قوی بودن این سطوح، انتظار داشت قیمت در هنگام برخورد با آنها در خلاف جهت روند قبلی حرکت کند و معامله در جهت خلاف روند قبلی باید انجام شود. البته تا زمانی که تجربه و دانش تشخیص بجا و درست محدوده های S&R را بدست نیاورده اید توصیه نمی شود که به این شکل معامله کنید .

اصول درجه اهمیت ساپورت و رزیستنس S&R

درجه اهمیت ساپورت و رزیستنس به عوامل گوناگونی مربوط است. اما در اینجا به ساپورت و رزیستنس های مختلف و درجه اهمیت آنها خواهیم پرداخت.
ساپورت و رسیستنس چشمی: همانطور که در گذشته ذکر شد معمول ترین نقاط بازگشت بازار نقاطی است که در گذشته بازار نسبت به آنها عکس العمل نشان داده است. درجه اهمیت S و R چشمی به عوامل گوناگونی بستگی دارد. هر چه تعداد دفعات بازگشت قیمت از سطحی بیشتر باشد اهمیت آن قیمت بیشتر است اگر قیمتی در S یا R سه بار باز گشته باشد بسیار اهمیت بیشتری نسبت به خطی دارد که تنها یک بار قیمت از آن مکان بازگشته است. هرچه S یا R در نمودار بلند مدت تری مورد بررسی قرار بگیرد اهمیت آن سطوح بیشتر می باشد. به عنوان مثال باید درک کنیم اهمیت ساپورت و رزیستنس در نمودار هفتگی بیشتر از نمودار چهار ساعته و در نمودار چهار ساعته بسیار قوی تر از نمودار ۱۵ دقیقه است. نکته دیگر، ساپورت رزیستنس های احساسی می باشد، ساپورت و رزیستنس هایی که بازار در گذشته های دور به آنها رسیده و بازار سالهاست که آن قیمت را مشاهده نکرده. S و R دیگری که در این دسته جای می گیرد نقاط Even می باشد نقاط Even در مبادلات ارز قیمت هایی است که از پنج رقمی که عموما ارزها در مقابل یکدیگر محاسبه می گردند دو رقم سمت راست به عدد دو صفر برسد. از آنجا که در جاهایی که بازار به رقم صحیح دو صفر می رسد نرخ برابری یک واحد اصلی تغییر میکند از لحاظ احساسی بازار نسبت به این اعداد واکنش نشان می دهد. مثال این مورد زمانی است که نرخ برابری یورو به دلار از ۱٫۲۹۹۹ به ۱٫۳۰۰۰ می رسد. در این زمان شاید بازار نسبت به تغییر برابری این جفت عکس العمل نشان بدهد و اجازه رسیدن قیمت به سطوح بالاتر را ندهد. در درس های آینده با ساپورت و رسیستنس های دیگری نیز آشنا خواهیم شد.

استفاده ازتعویض نقش و شکسته شدن ساپورت و رزیستنس S&R

از آنجا که ساپورت و رزیستنس ها برای بازار سطوح قیمتی مهمی به شما می روند حتی با شکسته شدن این سطوح و عبور قیمت از آنها امکان اینکه قیمت در آینده نسبت به آنها عکس العمل نشان بدهد بسیار بالا می باشد و در بازگشت نقش S یا R با یکدیگر تعویض می شود. ساپورت در آینده نقش یک رزیستنس را بازی می کند یا یک رزیستنس مانند یک ساپورت ایفای نقش می کند. همانطور که در شکل زیر مشاهده می کنید عبور قیمت از یک ساپورت، نقش رزیستنس را در آینده به آن خط واگذار کرده و بازار نسبت به آن خط عکس العمل نشان داده است.

در زیر نمودار روزانه دلار به ین ژاپن دیده می شود. قیمت ۱۰۸٫۹۵ در ابتدا نقش رسیستنس و پس از شکسته شدن تبدیل به ساپورت می شود.

آشنایی با محدوده های S&R Zone

محدوده های ساپورت و رسیستنس خطوطی نزدیک به هم هستند که نقش ساپورت یا رسیستنس را بازی می کنند. قیمت در نمودارهای روزانه و پایین تر با اختلاف چند پیپ و در نمودارهای هفتگی و ماهانه با اختلاف چند ده پیپ نسبت به محدوده های ساپورت و رسیستنس عکس العمل نشان می دهد. در شکل زیر محدوده رزیستنسی را می بینید که روند صعودی قیمت با هر بار رسیدن به این محدوده تبدیل به روندی نزولی شده است.

اصول کاربا ساپورت و رزیستنس S&R

با شناسایی و بکارگیری محدوده های حمایت و مقاومت یک معامله گر می تواند به درستی معاملات خود را مدیریت نماید. کسب تجربه در استفاده از ساپورت و رزیستنس نکته مهمی می باشد. تنها از طریق زیر نظر گرفتن بازار و کار با این خطوط می توان مهارت خود را در استفاده از خطوط ساپورت و رزیستنس بهبود بخشید. توصیه می شود در زمان شکسته شدن یک S یا R تا زمان بسته شدن کندل صبر نمایید. با رد شدن قیمت وارد معامله نشوید. امکان بازگشت قیمت به سطح ساپورت یا رسیستنس بسیار زیاد است. به طور کلی به علت اینکه هیچ موضوعی در بازار قطعی نمی باشد حتی در صورتی که تشخیص دادید قیمت از سطح مورد نظر نمی گذرد از عوامل تایید کننده دیگر نیز استفاده کنید. یکی از روش های کاربردی دیگر برای استفاده از S و R تایید گرفتن از نمودارهای بلند مدت (تایم فریم بالاتر) می باشد. در این صورت بسیاری از سیگنال های خطا، فیلتر شده و از معاملات اشتباه جلوگیری می شود. در انتها دوباره تاکید می شود تا زمانی که تجربه کافی به دست نیاورده اید از معامله در حساب حقیقی بپرهیزید و تا حد امکان در حساب های دمو بر تجربیات خود بیافزایید.

اصول استفاده از گپ ها و کاربردشان به عنوان S&R

گپ در اصطلاح به شکاف قیمت در بین دو بازه زمانی (دو کندل) در نمودار گفته می شود. در فاصله گپ عموما معامله ای انجام نشده است و عرضه و تقاضا در نقطه انتهای گپ برای ارائه قیمت جدید به توازن رسیده است.

با اینکه عموما در بازار مبادلات ارز به علت ۲۴ ساعته بودن و پیوستگی قیمت ها گپ های بسیار کمی مشاهده می شود، اما به علت وجود گپ ها در مباحث ساپورت و رزیستنس به توضیح در مورد آنها می پردازیم.

گپ ها به طور عمومی به سه دسته تقسیم می شوند:

Breakaway Gap
Measuring Gap
Exhaustion Gap
۱- گپ شکست بعد از یک روند خنثی، برای ایجاد یک روند بلند مدت در خلاف جهت روند قبلی ایجاد می گردد. در اغلب موارد قیمت، گپ ایجاد شده را کاملا پر نمی کند. این گپ نشان دهنده آغاز یک روند بلند مدت می باشد.
۲- گپ امتداد معمولا در میانه یک روند اتفاق می افتد و معمولا از گپ شکست بزرگ تر می باشد در اغلب موارد قیمت این گپ را نیز کاملا پر نمی کند. با اندازه گیری فاصله ابتدای روند تا گپ امتداد، می توان انتظار همین فاصله را از گپ امتداد تا پایان روند داشت.
۳- گپ خستگی در پایان روند ایجاد می شود. قیمت پس از ایجاد گپ خستگی خیلی زود گپ را پر می کند. در نقطه مقابل گپ خستگی و در روند معکوس عموما گپی خلاف گپ خستگی در قسمتی از آن ایجاد می شود که تاییدی بر گپ خستگی و آغاز روند جدید است که می تواند تشکیل دهنده الگوی جزیره ای قیمت باشد.

همانطور که در شکل ملاحظه می کنید گپ اول یک گپ خستگی می باشد که در انتهای یک روند صعودی تشکیل شده و پس از ایجاد گپ خستگی در انتهای روند صعودی الگوی جزیره ای تشکیل شده است. بیضی دوم گپ شکستی را نمایش می دهد نمودار ها و تایم فریم در تحلیل تکنیکال که آغاز یک روند نزولی را نوید می دهد و بیضی سوم یک گپ امتداد است که ادامه روند را تایید می کند فاصله نوک قله روند نزولی تا گپ سوم دقیقا به اندازه ادامه روند نزولی می باشد و بدین وسیله امکان اندازه گیری اولین نقطه بازگشت در روند نزولی قیمت قابل پیش بینی بوده است.
گپ ها در اکثر موارد ساپورت و رزیستنس های بسیار قوی هستند و نقاط باز شدن گپ ها برای معامله گران نقاطی هم تراز ساپورت و رزیستنس های قوی می باشند. با اینکه در مبادلات ارز گپ های کمی داریم اما در زمان اعلام خبرهای فرار و فاصله بسته بودن بودن بازار در روزهای شنبه و یکشنبه گپ هایی بوجود می آید که با توضیحاتی که در بالا داده شد می توان از آنها استفاده کرد. در فصل بعد به توضیحات نوعی دیگر از S و R یعنی خطوط روند می پردازیم.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا